انسانى ، چه رسد به اين كه ترقى و تكامل انسانى عموم بشر را منظور بدارند . خلاصهء پاسخ ما به سؤال مزبور مربوط به دو طرز تفكر و عمل خارجى بشريست كه مىخواهد يكى از آن دو را براى خود انتخاب كند . يكى از آن دو تفكر سودپرستى و لذت جويى و خودكامگى است .
بديهى است كه اين روش به فساد و تباهى او مىانجامد ، همان گونه كه در همين دوران معاصر خود مىبينيم . آيا فسادى فوق « بيگانگى از خود و ديگران » تصور مىشود آيا فسادى بالاتر از سودپرستى كه منجر به خونريزىهاى شرم آور شده است ، امكان پذير است آيا تباهى بدتر از مسخ شدن انسان و مبدل شدن او به دندانههاى ناآگاه ماشين وجود دارد اگر كسى با مشاهده اين نتايج فاسد و تباه كننده باز بگويد : « بشر با همين وضع به سوى ترقى و تكامل انسانى مىرود » يا نمىفهمد چه مىگويد ، يا اثر تخدير و مستى در او به قدرى شديد است كه فهم و تعقل او را مختل ساخته است ، يا غرض ورزى مىنمايد .
طرز تفكر و عمل خارجى دوم بر اصول و مبانى انسانيت با ارزشهاى والايى كه دارد استوار است . اين روش ، اميد به نجات بشريت از تيرگىها و بينوايىها و انواع فساد و تباهى دارد . انسانهايى كه اين اميد را دارند ، افق آينده بشريت را روشن مىبينند و معتقدند بالاخره روزى فرا مىرسد كه عقول و وجدانهاى بشرى در مسير حقيقى خود به فعاليت مىپردازد و با واقعيات ناب روياروى مىگردد و طعم عدالت و آزادى و حقگرايى را واقعا مىچشد . اينان تفكرات خوب و سازنده و اعمال نيكوى خود را در دورانهاى ما قبل روزگار سعادت كه انتظار آن را مىكشند ، مقدمه اى براى تحقق يافتن چنان روزگارى مىدانند كه بار ديگر فروغ ربانى روى زمين را فرا مىگيرد و آرمانهاى اعلاى انبيا عليهم السلام و حكماى راستين تحقق پيدا مىكند . اينان همان گونه كه در مباحث آينده خواهيم ديد ، به جهت تصفيهء درون و تخلق به اخلاق اللَّه ، دوران حيات
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٢