اركان اساسى در بهره ورى
1 . مديريت در بهره ورى
قطعى است كه مديريت اين پديدهء حياتى چيزيست كه همواره پاى سودجويى و سلطههاى استثمارى مستقيم يا غير مستقيم در آن به ميدان كشيده مىشود ، لذا لازم است كه مديريت در اين پديدهء حياتى به عنوان يك حرفهء خشك و فلش پريده از دريافتهاى ارزشى و اصول انسانى نباشد ، در غير اين صورت بهره ورى معقول به بهره كشى با هدف سودپرستى ( يُتى ليتاريانيسم ) تبديل مىشود و حيات انسانى قربانى وسايل حيات مىگردد .
2 . بهره ور
انسانى است كه چه در حال انفراد و چه در وضعيت زندگى اجتماعى از موضوعات بهره دار بر مبناى قوانين مقرره برخوردار مىگردد . اين كه گفتيم بر مبناى قوانين مقرره ، منظور عموم قوانين اقتصادى ، حقوقى ، دينى ، اخلاقى و سياسى است .
مقصود از اخلاقى تشخيص شايستگى بهره ورى بر مبناى وجدان اخلاقى است كه ممكن است در متون قوانين اقتصادى ، حقوقى ، دينى و سياسى صريحا ذكر نشده باشد .
3 . بهره دار
موضوعاتى است كه داراى مواد ، يا پديدهها يا حركات و فعاليتهاى مفيد مىباشند . اين ركن از بهره ورى بر دو قسم عمده تقسيم مىگردد : الف - موجود انسانى - مانند هر كسى كه به نحوى از انحاء مىتواند خدمات مفيدى را [ اعم از مادى و معنوى ] در اختيار جامعه بگذارد .
نمونهء اصول كلَّى خدمات كه افراد و گروههاى جامعه مىتوانند از آنها بهره ور شوند به قرار زير است : يك - خدمات به وسيلهء كارهاى عضلانى - كه به هر جا كه بنگريم نقش آنها پيرامون مردم را احاطه نموده است . كارگران به وسيلهء فعاليتهاى عضلانى و صرف انرژى ، جامعه را با اشكال گوناگون بهره ور مىسازند . بهره ورى از كار در هر شكلى كه باشد ، بايستى با پرداخت ارزش حقيقى كار تا آنجا كه ممكن است صورت بگيرد ، نه رضايتهاى