اين جملهء نهايى در بارهء جامعهء انسانيت تنها از زبان امير المؤمنين شايسته است كه مىفرمايد : آرامش و صلح و صفا و مراعات حقوق مردم هنگامى مىتواند مبتنى بر اصول عالى انسانيت باشد كه خلوص و تكيه بر حكمت و مشيت خداوندى از انگيزههاى اصيل آن باشد ، نه اين كه ناشى از تخدير و ماشين شدن انسانها باشد كه در يك نظم ماشينى بدون اختيار و حتى بدون آگاهى در زندگى اجتماعى شركت كنند . و اگر خلوص و ايمان به اصل وابستگى انسان به خداوند متعال و نظارهء او به انسان وجود نداشته باشد ، درّنده ترين خوى آدمى كه همان خودخواهى است همواره درون مردم را مانند كوه آتش فشانى مىسازد كه هر لحظه با بر طرف شدن مانع در معرض انفجار و سرازير كردن موادّ مذاب بر جانهاى آدميان مىجوشد .
8 ، 10 - بادروا أمر العامّة و خاصّة أحدكم و هو الموت فإنّ النّاس أمامكم ، و إنّ السّاعة تحدوكم من خلفكم تخفّفوا تلحقوا ، فإنّما ينتظر بأوّلكم آخركم ( پيشدستى كنيد براى آمادگى به استقبال امرى كه فراگير همه و در بر گيرنده هر يك از شما با كيفيت مخصوص به شما است ، اين همان مرگ است . مردم را [ با سرنوشت حتمى مرگ ] پيش چشمانتان مىبينيد و قيامت شما را از پشت به سوى خود مىراند . سبك شويد برسيد . جز اين نيست كه گذشتگان در انتظار آيندگانند )
كيفيت خاصّى كه مرگ براى هر يك از مردم به اضافهء پديدهء عامى دارد ، چيست
بيان اين حقيقت بسيار دقيق كه آشناى زندگى و مرگ ، امير المؤمنين عليه السلام ، فرموده است ، از جز او بزرگى راست نيايد ، زيرا تنها او بود كه با كمال شايستگى مىفرمود : و الله ان ابن ابي طالب لانس بالموت من الطفل لثدى امه ( سوگند به خدا ، قطعا فرزند ابي طالب به مرگ مأنوستر است از كودك به پستان مادرش ) .