ميكائيل و ديگر فرشتگان ندارى ، از مغز محدود و ناتوانت چه توقع دارى كه بتواند ذات خدا را توصيف نمايد و با نظر به سخنانى ديگر از امير المؤمنين ( ع ) در بارهء حيرت در حقيقت موجودات پايينتر از مجردات ، مانند جانداران پست و غير ذلك ، معلوم مىشود كه آن اصل ناتوانى مغز بشرى از وصول به حقايق اشياء كه مىتوان گفت همهء حكما و صاحبنظران علمى آن را قبول دارند ، مورد تصديق آن حضرت نيز مىباشد . به عنوان نمونه : در خطبهء 186 مىفرمايد : . . . و متبلدة ارممها و الياسها على احداث بعوضة ما قدرت على احداثها و لا عرفت كيف السبيل الى ايجادها و لتحيرت عقولها فى علم ذلك و تاهت و عجزت قواها ( اگر همه جانداران . . . و مردم نادان امتها و زيركان و هوشمندهاى آنان براى ايجاد يك پشه اتفاق كنند ناتوان خواهند گشت و عقول آنان براى به دست آوردن علم به ماهيت و چگونگى ايجاد آن موجود ضعيف متحير خواهد ماند و تمامى نيروهاى آنان در راه اين مقصد گم و ناتوان خواهد گشت )
سپس امير المؤمنين ( ع ) براى امكان ناپذير بودن توصيف خداوندى به يك قانون كلى در باب معرفت اشاره مىفرمايند : 30 - فانما يدرك بالصفات ذوو الهيئات و الادوات و من ينقضي اذا بلغ امد حده بالفناء . . . ( جز اين نيست آنچه كه به وسيله صفات درك مىشود ، داراى اشكال و ابزار و آلات مىباشد و هنگامى كه پيك اجل بر درش فرا رسد ، زندگيش پايان يابد . . . )
قانون توصيف اشيا در بارهء خدا جريان ندارد .
منشأ اصلى اين قانون در قرآن مجيد آيهء شريفهء * ( فاطِرُ السَّماواتِ وَ ) * ( 1 ) ( چيزى مانند او نيست ) مىباشد و اگر اين اصل را هم در نظر بگيريم كه :
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ، آيه 11 .