تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
بىاساس به جريان مىافتند يكى به نام تخيّلات ، ديگرى به نام توهّمات . تخيّلات آن مفاهيم و قضايا است كه اغلب به جهت ناتوانى از انديشه‌ها و تعقلهاى مربوط به واقعيات در ذهن به جريان مىافتد ، مانند تخيل غول بيابانى ، دريايى از جيوه ، كوهى از ياقوت [ در مفاهيم مفرد ] و اين كه انسان داراى ده سر است ، در صورتى كه بيش از يك سر ندارد . و ماه از خورشيد بزرگتر است و غير ذلك . توهّمات عبارت است از تخيلات مؤثر مانند توهّم سقوط در راه رفتن از يك پرتگاه يا روى ديوار باريك كه موجب بيم و هراس نيز مىگردد . و نبايد اين دو پديده بىاساس مغزى با فرض و نظريه و احتمال اشتباه شود ، زيرا اين سه قضيه اخير در مقدمهء واقع يا بى و در هنگام حقيقتجويى ، قدر مىگيرند و كمك بسيار با اهميتى در مسير به دست آوردن واقعيات مىنمايند . 26 - و لا يشغله سائل ، و لا ينقصه نائل . . . ( و هيچ سؤال كننده اى او را به خود مشغول ندارد و هيچ عطايى چيزى را از او نكاهد . . . )

به اين جهت كه خداوند از مقولهء ماده و ماديات نيست

لذا هيچ يك از خواص و لوازم مزبور را نمىتوان به او نسبت داد . وقتى يك موجود اعم از انسان و هر جاندار ، با يكى از ابعاد و قواى خود توجه به نقطهء معينى پيدا كرد ، محال است با همان بعد و قوه به نقطهء ديگر توجه كند و ارتباط به وسيلهء « شخصيت » ، « من » يا هر عامل مديريت كه تصور شود برقرار كند . همچنين افزايش و نقص و جبران از دست رفته و ادراك از كانال وسايل مانند ديدن به وسيله چشم و تعين حدّى به وسيله مكان و همتا نتوانند راهيابى به او داشته باشند ، زيرا همهء اين نيازها مخصوص انسان يا ساير جانداران مىباشد . خداوند جلّ شأنه قابل مقايسه با مردم نيست ، زيرا مردم موجوداتى حادث ، در مجراى حركت و سكون ، وابسته و در مسير فنا ، داراى احتياجات بىشمار هستند و خداوند سبحان كه فوق همه اين خواص و لوازم وجود
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 264 | محمد تقي جعفري