تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

درك هر احسانى ، ستايش بزرگى به خداوند را در بردارد .

6 ، 8 - نحمده على عظيم إحسانه ، و نيّر برهانه . . . ( ستايش مىكنيم او را در برابر احسان با عظمت و برهان روشن و روشنگرش . . . ) در آن هنگام كه يك بندهء خداوند عظمت احسان او را درك مىكند ، مىفهمد كه لازمه آن احسان اين است كه او مورد توجه الطاف و مراحم الهى قرار گرفته باشد . پس در هر احسانى دو نعمت وجود دارد و براى هر نعمتى ، حمدى واجب است . بنا بر اين ، به قول سعدى :
از دست و زبان كه برآيد كز عهده شكرش به در آيد
إعْمَلُوا آلَ داوُدُ شُكْراً وَقَليِلٌ مِنْ عِبادىَ الشَّكُور .
بنده همان به كه ز تقصير خويش عذر به درگاه خداى آورد ورنه سزاوار خداونديش كس نتواند كه به جاى آورد

( 1 ) لذا كارى كه از دست بندهء خدا برمىآيد ، اين است كه به طور اجمال بگويد : خداوندا ، نيت من حمد و ستايش توست آن چنان كه حق تو را ادا كند و شكر تو را به جاى آورد . اگر چه خود اين حالت روحانى و ذكر آن نيز نعمتى است . . . حمدى كه نزديك كننده به پاداش او باشد و به افزايش نيكويش شايسته . . . 9 ، 10 - و نؤمن به إيمان من رجاه موقنا ، و أناب إليه مؤمنا . . . ( و ايمان به او مىآوريم ايمان كسى كه اميدوار به او باشد در حال يقين و به سوى او بازگشت كند در حال ايمان . . . )

ايمانى كه در پيش برد شخصيت آدمى تأثير مىگذارد

هامش
( 1 ) . گلستان مصلح الدين سعدى شيرازى - ديباچه .