تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
نام زمان را كه وجود عينى داشته باشد نخواهيم ديد ، زيرا چنين چيزى با قطع نظر از يك امتداد ذهنى وجود ندارد . او واجب الوجود است در نهايت كمال ، لذا راهى براى عروض زيادى و نقص بر آن ذات اقدس وجود ندارد . 15 - بل ظهر للعقول بما أرانا من علامات التّدبير المتقن ، و القضاء المبرم ( بلكه خداوند سبحان بر عقول ما آشكار گشته است به وسيله نشان دادن علامات تدبير متقن و قضاى قطعى )

خداوند متعال از دو راه بر عقول ما تجلى مىكند : علامات تدبير محكم و قضاى قطعى

1 . علامات تدبير محكم

با شناخت اصول و قوانين عالى كه در عالم كائنات وجود دارد بر عقول ما تجلى مىكند ، همان اصول و قوانين كه منشاء بروز و گسترش و تعميق علوم طبيعى و صنعتى و انسانى گشته است . از آغاز تاريخ ارتباط علمى انسانها با جهان هستى ، نه تنها يك مورد خلاف قانون مشاهده نشده است ، بلكه اگر احتمال يك در هزار احتمال وقوع خلاف نظم و قانون در عالم هستى وجود داشت هيچ دانشمند و محققى عمر خود را در كشف قانون واقعيتهاى جاريه صرف نمىكرد .

2 . استناد به قضاى قطعى

نيز از موارد قانونمندى جهان هستى است كه در دايره موجوديت انسان و كارها و گفتارها و ديگر امور زندگى او جريان دارد و اين جريان هيچ منافاتى ندارد با اختيار انسان در كارهايى كه مستند به نظاره و سلطهء شخصيت او و منشأ مسئوليتهاى او است . 16 ، 17 - فمن شواهد خلقه خلق السّماوات موطَّدات بلا عمد قائمات بلا سند . دعاهنّ فأجبن طائعات مذعنات ، غير متلكَّئات و لا مبطئات ( و از شواهد گوياى خلقت او است آفرينش آسمانها بدون ستون و بر پا بدون تكيه گاه . خداوند سبحان آنها را خواند ، آنها مطيع
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256 | محمد تقي جعفري