كس يك انسان را احياء كند مانند اينست كه همهء انسانها را احياء نموده است ) 3 - با توجه به اين كه ايستادن و تماشا كردن كشتن يك انسان مظلوم با وجود قدرت بر جلوگيرى از آن ، مساوى حلال تلقى كردن اين پديدهء حرام است كه از شديدترين محرمات و مانند شركت در قتل است ، 4 - با توجه به اين كه پيمان شكنان با شركت در ايجاد صحنهء كشتار مسلمانان و تقويت ستمكارانى كه بدون علت مجوز ، مردم با ايمان را با بدترين شكنجهها كشتند و مصداق كاملا روشن فساد در روى زمين را به وجود آوردند كه اين پديده مستقلا موجب شديدترين كيفرها از قتل گرفته تا تبعيد از جايگاه زندگى براى آنان مىباشد ، 5 - با توجه به پاسخى كه امير المؤمنين عليه السلام به ابو بردة بن عوف الازدى فرمودند [ كه ذيلا متذكر مىشويم ] با توجه به همهء اين امور ، معنا و علت سخن امير المؤمنين ( ع ) [ كه اگر آنان يك مسلمان را مىكشتند ، كشتن همهء آنان براى من جايز بود ] روشن مىگردد . ابو بردة بن عوف الازدى ( 1 ) پس از اولين خطبهء على ( ع ) پس از برگشتن از بصره به كوفه ، چنين سؤال كرد : « يا امير المؤمنين آنان كه در پيرامون عايشه و طلحه و زبير بودند ، به چه علتى كشته شدند » آن حضرت چنين پاسخ دادند : « آنان شيعيان و كارگزاران و برادر ربيعهء عبدى رحمة اللَّه عليه را در جمعى از مسلمانان كشتند ، زيرا آنان به اصحاب جمل گفتند ما مانند شما پيمان شكنى نمىكنيم و مانند شما حيله گرى به راه نمىاندازيم . اصحاب جمل بر همهء آنان حمله بردند و آنان را كشتند . از آنان خواستم قاتلان برادران مرا به من تحويل بدهند تا قصاص مقتولين را از آنان بگيرم ، سپس كتاب خداوندى ما بين من و آنان حَكَم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠١
هامش
( 1 ) . اين شخص از جملهء كسانى بود كه از يارى امير المؤمنين عليه السلام تخلف كرده ، در كوفه مانده بود .