است . ولى اين احتمال كه ممكن است چنين باشد ، منتفى نيست . بايد دقيقا بينديشيم در اين كه
گيرم كه خارم خار بد ، خار از پى گل مىزهد
صّراف زر هم مىنهد جو بر كف مثقالها
آيا قانونى بسيار با اهميت ، به نام قانون حفظ تعادل در پشت پرده وجود دارد كه نمىگذارد حيات از تعادل خود منحرف گردد و از ادامهء مقررى خود در حكمت ربوبى مختل شود ما كه تاكنون در صدد اين تحقيق نبودهايم ، مخصوصا در دوران ما ، كه تفكرات رفتارشناسى ، انسانشناسى و جهان بينىها را در نمودشناسى رفتارها خلاصه نموده است ، مسلما مانع اين گونه تفكرات عميق و بسيار با اهميت مىباشد . به هر حال دقت فرماييد : 1 . خندههاى عميق ، همواره نوعى گرفتگى ابهام آميزى را به دنبال خود مىآورد .
2 . شاديهاى بسيار تند اندوههايى مناسب خود را در پى دارد .
3 . احساس غرور و تكبر بيش از اندازه شكستگى و احساس پستى شكننده اى را نتيجه مىدهد .
4 . پيروزيهاى مستند به خودخواهىها دير يا زود به شكستهاى فاحش انجاميده است .
5 . قدرتمندها در گذرگاه روزگار ، همان گونه كه ناتوانان را مىگريانند خود نيز پس از زمانى ، گريههاى تلخ سر مىدهند .
6 . همواره در هنگام تراكم امواج ظلمت افزا در درون آدميان ، رگهها و روزنه هايى از روشنايىها را ارائه مىدهد .
7 . نااميدىهاى شكننده در آن هنگام كه مىخواهند آدمى را از پاى در آورند ، اميد نيرومندى در درون سر بر آورده و حيات را از اختلال نجات مىدهد .