اين هم يكى از شگفتىهاى وضع روحى امير المؤمنين عليه السلام كه با آن همه غوطه خوردن در الهيات و دين و اخلاق و حقوق و سياست و عرفان و جهاد در راه خدا با آن دقت شگفت انگيز در بارهء پرندگان مانند خفاش و طاوس سخن مىگويد
با خواندن عنوان اين مبحث يا شنيدن آن ، به سرعت در مقام ترديد و انكار برنياييد به اين دليل كه چگونه امكان دارد يك انسان در آن همه حقايق متنوع بطور گسترده و عميق غوطه ور شود و با اين حال ، شگفتىهاى خلقت حيوانات را چنان دقيق و عالى توضيح بدهد كه گويى ساليان متمادى كارى جز مشاهده و تحقيق در اين موضوع نداشته است . بياييد كار پاكان و بزرگان را با خود قياس نكنيم كه ما هم دو چشم و دو ابرو و دو لب و يك زبان و يك مغز و دو پا و دو دست داريم و امير المؤمنين هم مانند ما بود
كار پاكان را قياس از خود مگير
گر چه باشد در نوشتن شير ، شير
جمله عالم زين سبب گمراه شد
كم كسى ز ابدال حق آگاه شد
اشقياء را ديدهء بينا نبود
نيك و بد در ديده شان يكسان نمود
همسرى با انبياء برداشتند
اولياء را همچو خود پنداشتند
گفته اينك ما بشر ايشان بشر
ما و ايشان بستهء خوابيم و خور
اين ندانستند ايشان از عمى
هست فرقى در ميان بىمنتها
هر دو گون زنبور خوردند از محل
ليك شد زان نيش و زين ديگر عسل
هر دو گون آهو گياه خوردند و آب
زين يكى سرگين شد و زان مشك ناب
هر دو نى خوردند از يك آب خور
اين يكى خالى و آن پر از شكر
صد هزاران اين چنين اشباه بين
فرقشان هفتاد ساله راه بين
مولوى