نكتهء ديگر
كه در اين خطبهء مباركه جلب توجه مىكند ، اين است كه امير المؤمنين عليه السلام به خصوصيات بسيار جالبى در بارهء وجود و حركات و زندگى پرندگان بطور عموم اشاره مىفرمايد كه اگر دانشمندان براى شناخت و تحقيق در بارهء آنها به تحليل و علت يا بى بپردازند ، توانايى تجاوز از توصيف را در خود نخواهند ديد ، همان گونه كه از روش بزرگترين محققان در زيست شناسى در بارهء تحقيق بيان تكامل مشاهده مىكنيم . بديهى است كه اوپارين چنان كه در مباحث گذشته اشاره شده است دانشمند كوشا در زيست شناسى است . ما در كتاب معروف ايشان عبارات زير را مىبينيم : « فقط از راه چنين برداشت تكاملى است كه امكان مىيابيم نه فقط بفهميم كه در بدن موجودات زنده چه رخ مىدهد و چرا رخ مىدهد ، بلكه همچنين خواهيم توانست به هفت ميليون » چرا « ئى پاسخ بدهيم كه براى شناخت واقعى جوهر حيات در برابر ما قرار مىگيرند . » - ( 1 ) بديهى است كه اگر جريان تكامل عهده دار پاسخ هفت ميليون « چرا » بود ، كشف از اين حقيقت مىكرد كه تكامل از ديدگاه علمى پاسخ آن سؤالات را مىدهد ، در صورتى كه آقاى اوپارين در ص 296 از همين مأخذ كه در پاورقى تعيين نموديم ، چنين مىگويد : « متأسفانه هنوز معلومات ما در بارهء اين تكامل بسيار ناچيزتر از آن است كه بتوانيم مسير آن را به طور سيستماتيك مشخص كنيم و دگرگونيهاى كيفى سازمان انتقال فعالانهء مواد را كه در مراحل خاصى از تكامل دنياى زنده رخ دادهاند مورد توجه قرار دهيم . » از اين اعتراف صريح به اين نتيجه مىرسيم كه اگر شناخت حيات و تحول و جريان تكاملى آن ، بر مبناى مشاهدات و تجارب كاملا علمى به دست آمده بود ، نه توصيف محدود آنچه كه در جريان بوده است ، عبارت فوق در صفحهء 299 را بيان نمىكرد .