تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
حكمت والاى خلقت و الزام مردم به اقرار به ناتوانى از توصيف ذات و صفات مقدس خداوندى مىباشد و در جملات فوق ، مردم را به انديشه در بارهء شناخت عوامل و عامل اصلى موقعيتهاى متنوعى كه يكى پس از ديگرى در مسير آنان قرار گرفته است ، دستور مىفرمايد . و متأسفانه بشر به مقدار يك صدم اهميتى كه براى موجودات ديگر « جز من خويشتن » قائل مىشود و كوشش و فعاليتهاى بسيار فراوان و جدى كه در بارهء تنظيم آنها انجام مىدهد ، در بارهء « من خويشتن » هم روا مىداشت هيهات ، خود خواهى و سودجويى كى امان مىدهد كه اين بشر به خود بيايد و از خود بپرسد كه من پيش از عبور از كانالهاى اصلاب و ارحام كجا بودم و چه مىكردم و چه كسى از آن مواد و عناصر پيشين ، نفس يا « من » را بوجود آورد ، يا از كانال آنها عبور داد كه مديريت موجوديت مرا در موقعيتهاى بسيار متنوع به دست گرفت اين كه به استفاده از وسايل ابتدايى يا حيات ( پستان مادر ) در اين دنيا رهنمون شدم ، با اين كه چنان موقعيتى را اصلا نديده بودم ، چه كسى مرا وادار به تغذّى از وسيلهء آغازين حيات در اين دنيا نمود اصلا چه كسى بود كه خون قرمز درون مادرم را به شير سفيد مبدل نمود تا شروع حياتم در روى زمين بوسيلهء آن تحقق پيدا كند چه كسى بود در يك مجموعهء محدودى از سلولها و اعصاب و بافتها ، كارگاهى به نام مغز ، ساخت و سپس تصورات ، تخيلات ، تصديقات ، توهمات ، انديشه‌هاى گوناگون ، فعاليتهاى عقلانى متنوع از قبيل تجريد ، كلى سازى ، اكتشافات ، حدسها و شهودها و عدد سازى ، زيبايى و يا زيبا شناسى و رغبت به ارزشها و تجسيم و تداعى معانى و اراده و تصميم و اختيار و بىنهايت گرايى و صدها امثال اينها را در اين كارگاه مغز به جريان انداخت اى كاش ، بشر براى به دست آوردن اين همه عظمتها و سرمايه‌هاى فوق ارزش كه در او وجود دارد ، تلاش مىكرد و آنها را با اختيار به دست مىآورد تا قدر و ارزش آنها را مىشناخت .