نفرموده و در سخن حكماء « أجمل ممّا كان » نيامده است . بلكه مقصود عظمت نظم و شكوه بسيار خيره كننده است كه بينايان مىتوانند واقعا آن را مشاهده نمايند . لذا نظامى گنجوى هم نمىگويد : « در جهان هستى رقمى زيباتر از اين نمىتوان كشيد » بلكه مىگويد : « در جهان هستى بهتر از اين نمىتوان رقمى كشيد . »
در عالم عالم آفريدن
به زين نتوان رقم كشيدن
( 1 ) البته همان گونه كه اشاره كرديم براى حركت از مسير زيباييها به بارگاه خداوندى ، به حدّ لازم و كافى زيبا وجود دارد :
چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى
صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
( 2 ) مير فندرسكى
هيچ موجودى توانايى مقاومت در مقابل او را ندارد
باد ما و بود ما از داد تست
هستى ما جمله از ايجاد تست
لذت هستى نمودى نيست را
عاشق خود كرده بودى نيست را
لذت انعام خود را وامگير
نقل و بادهء جام خود را وا مگير
ور بگيرى كيت جست و جو كند
نقش با نقاش كى نيرو كند
منگر اندر ما مكن در ما نظر
و اندر اكرام و سخاى خود نگر
ما نبوديم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفتهء ما مىشنود
مولوى
هامش
( 1 ) . ديوان نظامى گنجوى .
( 2 ) . قصيده معروف حكمى مير فندرسكى .