تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
نفرموده و در سخن حكماء « أجمل ممّا كان » نيامده است . بلكه مقصود عظمت نظم و شكوه بسيار خيره كننده است كه بينايان مىتوانند واقعا آن را مشاهده نمايند . لذا نظامى گنجوى هم نمىگويد : « در جهان هستى رقمى زيباتر از اين نمىتوان كشيد » بلكه مىگويد : « در جهان هستى بهتر از اين نمىتوان رقمى كشيد . »
در عالم عالم آفريدن به زين نتوان رقم كشيدن

( 1 ) البته همان گونه كه اشاره كرديم براى حركت از مسير زيباييها به بارگاه خداوندى ، به حدّ لازم و كافى زيبا وجود دارد :

چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى

( 2 ) مير فندرسكى

هيچ موجودى توانايى مقاومت در مقابل او را ندارد

باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست لذت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذت انعام خود را وامگير نقل و بادهء جام خود را وا مگير ور بگيرى كيت جست و جو كند نقش با نقاش كى نيرو كند منگر اندر ما مكن در ما نظر و اندر اكرام و سخاى خود نگر ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مىشنود
مولوى
هامش
( 1 ) . ديوان نظامى گنجوى .
( 2 ) . قصيده معروف حكمى مير فندرسكى .