تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

غناى ذاتى و مطلق آن صمد يكتا چه نيازى به اطاعت ما دارد

امام حسين بن على عليهما السلام در نيايش عرفه چنين عرض مىكند : « إلهى تقدّس رضاك أن تكون له علَّة منك ، فكيف تكون له علَّة منّى . إلهى أنت الغنّى بذاتك أن يصل لك النّفع منك فكيف لا تكون غنيّا عنّى » ( خداى من ، رضاى تو مقدستر و با عظمتتر از آن است كه براى آن علَّتى از مقام ربوبى خود تو بوده باشد ، چگونه ممكن است ، من علت آن را به وجود بياورم خداى من ، غناى ذاتى تو چنان است كه امكان ندارد سودى از خود تو به تو برسد ، پس چگونه ممكن است از من بىنياز نباشى ( متأسفانه بىتوجهى اكثر مردم به اين حقيقت عظمى « كه تمامى اطاعات و عبادات آنان براى به ثمر رساندن شخصيت خود آنان در گذرگاه ابديت است » به گمان اين كه خداوند از عبادات و اطاعات آنان بهره مند مىشود خود را از ارتباط حقيقى و قرار گرفتن در شعاع جاذبيت الهى محروم نموده‌اند . به همين جهت است كه به مجرد عروض ناملايمات و ابتلاء به ناگواريها ، دست از عبادت و اطاعت بر مىدارند و به خيال خود كار صحيحى انجام داده‌اند ) 27 ، 28 - علمه باألاموات الماضين كعلمه بالأحياء الباقين و علمه بما فى السّماوات العلى كعلمه بما فى الأرضين السفلى ( علم خداوندى به مردگان گذشته مانند علم او است به زنده‌هاى باقى و علم او به آسمانهاى بالا همان گونه است كه به زمينهاى پايين ) توضيح مباحث مربوط به علم خداوندى هم در اين خطبه و هم در خطبه‌هاى گذشته مشروحا بحث شده است . مراجعه فرماييد . 29 ، 34 - منها : أيّها المخلوق السّوىّ ، و المنشا المرعى فى ظلمات الأرحام ، و مضاعفات الأستار ، بدئت من سلالة من طين ، و وضعت فى قرار مكين ، ألى قدر معلوم ، و أجل مقسوم تمور فى بطن امكّ جنينا ،