روزى فرا مىرسد كه دست مرگ نقاب از ديدگانمان بر مىدارد و هر آنچه را كه در زندگانى مورد علاقهء ما بوده از ما مىگيرد ، فقط آن وقت مىفهميم كه جام زندگى از اول خالى بوده و ما از روز نخست ، از اين جام جز بادهء خيال ننوشيدهايم « لرمانتوف ( 1 ) . از طرف ديگر اكثر انسان شناسان خردمند چه در شرق و چه در غرب سطحنگرى اكثريت مردم در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) را ، معلول خوابآلود بودن آنان در اين زندگانى مىدانند كه مساوى مستى است .
آينه اى خوش بزدايم جهت منظر من
واى از اين خاك تن و تيره دل اكدر من
رفت شب و اين دل من پاك نشد از گل من
ساقى مستقبل من كو قدح احمر من ( 2 )
در بارهء آنچه كه از زبان پيامبر اكرم به تو رسيده است بينديش
اين است پاسخ آن سطحنگران كه گمان مىكنند دين با انديشه و تعقل كارى ندارد دين با علم كار ندارد اين گونه سخنان كه بدون احساس مسئوليت ارائه مىشود ، سرنوشت معرفتى و اخلاقى و تكامل دينى ناآگاهان را مختل مىسازد . ما در كتاب الهى قرآن مجيد در بيش از 200 مورد و در همين نهج البلاغه بارها و بارها لزوم انديشه و تعقل و تفهم و شعور گوشزد مىشود ، مىبينيم آيا با احتمال اين كه دين با انديشه و تعقل سر و كار ندارد ، امكان داشت كه خداوند به وسيلهء آيات قرآنى و امير المؤمنين عليه السلام و ديگر پيشوايان الهى اين همه تحريك و تشويق به تفكر و تعقل و به كار انداختن خرد ، دستور و تأكيد و تشويق فرمايند . براى انديشيدن همه جانبه پيرامون دين ، نخست انسان بايد
هامش
( 1 ) . زيباترين شاهكارهاى شعر جهان .
( 2 ) . ديوان شمس تبريزى ، مولوى .