تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
من خالف ذلك إلى غيره ودعه و ما رضى لنفسه ( پس بيدار شو و به خود آى اى شنونده ، از آن مستى كه تو را از تو ربوده و از غفلتى كه تو را در خود فرو برده است و از شتاب و حرص و آز در امور دنيوى [ بيش از نيازهاى ضرورى ] كم كن و خوب بينديش در آنچه كه با زبان پيامبر امّى ( ص ) به تو رسيده است - امورى كه چاره و گريز از آنها امكانپذير نيست ، مخالف باش با هر كسى كه مخالفت كند با آنچه كه از پيامبر به تو رسيده و روى به بيگانه دارد و او را رها كن تا روزگار خود را با آنچه كه براى خود پسنديده است ، سپرى كند . )

بكوشيم اين چند روز زندگى را با آشنايى با خويشتن بگذرانيم

نگذاريم كبر و نخوت و عشق به مال و منال و شهرت و نامآورى ما را چنان مست كند كه زندگى ما با سايه اى ناقص از يك خويشتن مجازى سر آيد و از اين همه واقعيات و حقائق كه پيرامون ما را گرفته و مىتوانند بهترين وسائل ترقى و تعالى ما در مسير معرفت و گرديدن در اين عرصه مسابقه بر خيرات ، بوده باشند ، توشه اى جز براى متوّرم ساختن خود طبيعى حيوانى برداريم . اگر تمامى صفحات كتاب هستى را چه در قلمرو طبيعت و چه در دايرهء بسيار بزرگ انسان و انسانيت ، در اختيار ما بگذارند و ما هم توانايى خواندن اين كتاب را داشته باشيم ، با اين حال با فرض مستى و ناهشيارى كه مغز و روان ما را درهم پيچيده باشد ، چه نتيجه اى مىتوانيم بگيريم ترديد روا نيست در اين كه هنگامى كه « من انسانى » هويت و استقلال خود را به دست انگيزه‌هاى خود طبيعى داد ، همهء واقعيات پيرامون او انواعى از پياله‌هاى شراب مىگردد كه مستى از يكى از آن پياله‌ها تمام نشده شراب پيالهء ديگر را به سر مىكشيم . بدينسان « با ديدگان فرو بسته ( مست و ناهشيار ) لب بر جام زندگى نهاده و اشك سوزان بر كنارهء زرّين آن فرو مىريزيم ، اما
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 202 | محمد تقي جعفري