تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
12 ، 19 - فلينتفع أمرء بنفسه ، فأنمَّا البصير من سمع فتفكَّر ، و نظر فأبصر و انتفع بالعبر ثمّ سلك جددا واضحا يتجنّب فيه الصّرعة فى المهاوى و الضّلال فى المغاوى ، و لا يعين على نفسه الغواة بتعسّف فى حقّ ، أو تحريف فى نطق أو تخوّف من صدق . ( پس هر كسى براى خود به وسيلهء خويشتن منتفع گردد ، جز اين نيست كه انسان بينا كسى است كه بشنود و در آن بينديشد ، و نظر كند و بينا شود و از تجارب دنيا بهره‌ها گيرد ، سپس در راه راست و روشن حركت كند و از سقوط در سيه چالها و گمراهى در كژراهه‌ها بپرهيزد ، گمگشتگان وادى معصيت را به وسيلهء كجروى در مسير حق يا تحريف و اخلال در گفتار يا به وسيلهء ترس و هراس در صدق و صفا بر ضرر خود كمك نكند . )

براى پرواز در فضاى حيات معقول به سوى هدف اعلاى حيات از دو بال ذات خويشتن بهره برداريد

تفاوت بسيار است ما بين چسباندن يك بوته گل به سر يك چوب خشك به وسيلهء چسب ، و روييدن گل از شاخه و ساقهء خويشتن كه عناصر اوليه آن را از درون خود عبور داده و شكوفا ساخته است . هواپيما پرواز نمىكند ، بلكه اجزا و روابط بسيار زيادى با نيروى محرّك مناسب با مديريت و رانندگى خلبان از زمين جدا مىشود و در فضا به حركتش در مىآورند ، ولى يك پرنده ناچيز به جهت داشتن جان و عناصرى براى روييدن بال در جسم او ، به پرواز در مىآيد . به قول مولوى :
آن شغالك رفت اندر خم رنگ اندر آن خم كرد يك ساعت درنگ پس برآمد پوستش رنگين شده كه منم طاوس عليين شده پشم رنگين رونق خوش يافته ز آفتاب آن رنگها برتافته ديد خود را سرخ و سبز و فور و زرد خويشتن را بر شغالان عرضه كرد