كيهان با شكوه كه خود براى اثبات ارزش حيات انسانى و هدف اعلاى آن ، دليلى است روشن ، بفهمد و حقيقتا درك كند . و يك آگاهى ديگر لازم است كه معناى مهلت را بفهمد كه هر لحظه اى از زندگى كه از آينده مىرسد و به گذشته مىخزد ، هرگز برنخواهد گشت ، پس هيچ زمزمه اى مناسبتر از رباعى ذيل براى چنين شخص مهلت از دست داده قابل تصور نخواهد بود .
افسوس كه ايام جوانى بگذشت
سرمايهء عمر جاودانى بگذشت
تشنه به كنار جوى چندان خفتم
كز جوى من آب زندگانى بگذشت
گمراهان همان گونه از آگاهى و معرفت وحشتزده مىشوند كه آگاهان و عارفان از گمراهان . گمراهان راهى براى حقيقت ندارند و پيشوا و رهبرى براى ايصال به آن حقيقت ، زيرا حقيقتى وراى خور و خواب و خشم و شهوت و چرخيدن به دور خويشتن نمىشناسند .
5 ، 10 - حتَّى اذا كشف لهم عن جزاء معصيتهم و استخرجهم من جلابيب غفلتهم ، استقبلوا مدبرا و استدبروا مقبلا فلم ينتفعوا بما أدركوا من طلبتهم و لا بما قضوا من وطرهم . ( تا آن گاه كه خداوند توانا از روى جزاى گناه آنان پرده بردارد و آنان را از حجابهاى غفلتشان بيرون بياورد . در اين هنگام است كه با امورى روياروى مىشوند كه پشت به آنها داشتند و پشت مىگردانند به آنچه كه رو به آنها كرده بودند . غفلت زدگان نه از آنچه به عنوان مطلوب دريافته بودند ، سودى بردند و نه از آن امور كه خود را نيازمند آنها مىدانستند ، به نفعى رسيدند . )