تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
كتاب بر مبناى حق را فرستاده تا ميان مردم در آنچه كه اختلاف كرده‌اند ، حكم كند . ) وَ * ( إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ . . . ) * « [ المائدة ، آيه 44 ] ( و ما تورات را فرستاديم در آن كتاب هدايت و نور بود كه پيامبران بوسيلهء آن حكم مىكردند ) .

قسم ششم

- آياتى است كه در آنها حكم و علم با هم وارد شده‌اند مانند : * ( وَلُوطاً آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً ) * [ الانبياء ، 74 و 79 ] ( و به لوط حكم و علم عطا نموديم ) و [ القصص ، آيهء 14 ] و [ يوسف ، آيه 23 ] اگر حكم به معناى علم و معرفت بود ، كلمهء « علم » موردى نداشت . در پايان اين مبحث به اين نكته بايد اشاره كنيم كه اگر موردى در قرآن مجيد پيدا شود كه حكم به معناى علم و معرفت باشد . براى اين كه تضادى ما بين دو معناى حكم ( جعل بايستگى و شايستگى ) كه از افعال نفس است و ( معرفت به واقعيات ) كه از مقولهء دريافت و درك مىباشد ، به وجود نيايد ، لازم است كه حكم به معناى حكمت منظور شود كه شامل حكمت نظرى و عملى گردد و حكم باصطلاح شايع آن ، از مصاديق بسيار شاخص حكمت عملى مىباشد . آيات ديگرى در قرآن آمده است كه دخالت قطعى دين را در شئون زندگى انسانها صريحا بيان نموده است مانند * ( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) * [ الحديد ، آيه 25 ] ( ما تحقيقا پيامبران خود را فرستاديم و با آنان كتاب را نازل نموديم تا مردم [ در زندگى ] به عدالت قيام كنند ) بديهى است كه قيام به عدالت و مراعات حساب و قانون بطور عام براى نظم و انتظام شئون زندگى مىباشد . نتيجهء بسيار با اهميتى را كه از مبحث [ حكم و حكومت در قرآن ] و ديگر آيات مىگيريم ، اينست كه حكم به معناى داورى و حكومت و جعل بايستگى و شايستگى از مختصات پيامبران الهى و جانشينان راستين آنان مىباشد و اين اصل با طرز تفكرات