مورد از آيات مشاهده مىشود . و قطعى است كه معناى حاكميت كتب الهى ، فصل خصومتها و بر طرف ساختن اختلافات است كه بوسيلهء انبياء عليهم السلام با نظر به محتويات آن كتب مىباشد .
قسم پنجم
- سه آيه در قرآن مشاهده مىشود كه حكم در آنها هم مىتواند به معناى حكم به اصطلاح شايع ( داورى و حاكميت و جعل بايستگى و شايستگى ) بوده باشد و هم به معناى : علم و حكمت . مانند 1 - * ( رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ) * [ الشعراء آيه 83 ] ( پروردگارا ، براى من حكم عنايت فرما و مرا به بندگان صالح ملحق فرما ) در سه آيه از قرآن مجيد ، دو احتمال مزبور وجود دارد . 2 - * ( أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ) * [ الانعام ، آيه 89 ] ( آنان كسانى هستند كه كتاب و حكم و نبوت به آنان دادهايم . ) 3 - * ( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْناه الْحُكْمَ صَبِيًّا ) * [ مريم آيهء 12 ] ( اى يحيى ، كتاب را با قوّت بگير و ما به يحيى در كودكى حكم داديم . ) بعضى توهم كردهاند كه حكمى كه خداوند به حضرت يحيى ( ع ) عنايت فرموده است ، نمىتواند به معناى حكم به اصطلاح شايع آن بوده باشد ، زيرا انسان پيش از بلوغ توانايى حاكميت را ندارد ، پاسخ اين توهم روشن است ، زيرا همان گونه كه خداوند سرمايه و استعداد نبوت و پذيرش كتاب آسمانى را به حضرت عيسى ( ع ) در روزهاى اولى تولد او عنايت فرمود ، سرمايه و استعداد حكم به اصطلاح شايع آن ( داورى و حاكميت و جعل بايستگى و شايستگى ) را به حضرت يحيى ( ع ) لطف فرموده است . در آيه شمارهء ( 2 ) احتمال حكم به اصطلاح شايع ، بسيار قويتر است از حكم به معناى علم و حكمت ، زيرا علم و حكمت در كتاب و نبوت تضمين شده و مطلوب از آيه ، حكومت و داورى و جعل بايستگى و شايستگى بوسيلهء كتاب و نبوت است . چنان كه در سورهء [ البقرة ، آيه 213 ] آمده است : « * ( وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه ) * » ( و خداوند بهمراه آن پيامبران ،