تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
57 - هر كس كه در موردى سود از آن او است ، ضرر در همان مورد نيز از آن او است . من له الغنم فله الغرم 58 - هر شيئى كه عاريه دادن آن صحيح باشد ، اجاره دادن آن هم صحيح است . كلّ ما يصحّ أعارته يصحّ اجارته 59 - آنچه كه شرعا امكان ندارد مانند اين است كه عقلا محال است . الممتنع شرعا كالممتنع عقلا 60 - آنچه كه ممكن است در امور فرعى قابل چشمپوشى باشد ، ممكن است در اصول ، قابل چشمپوشى نباشد . به عنوان مثال : وقف بر معدوم صحيح نيست ولى وقف بر معدوم به تبع موجود ، صحيح است . يغتفر فى التّوابع ما لا يغتفر فى غيرها 61 - مطلق ، منصرف به فرد شايع آن است مشروط به اين كه انصراف بدوى نباشد . المطلق ينصرف ألى الفرد الشّائع 62 - براى كسى كه توانايى سخن در بارهء خود دارد ، سكوت كند ، نمىتوان نظرى را به او نسبت داد مگر قرائن دلالت به رضا يا رد داشته باشد . لا ينسب لساكت قول 63 - تأخير بيان از وقت حاجت صحيح نيست . لا يصحّ تأخير البيان عن وقت الحاجة 64 - آنچه كه با مقدمه اختيارى ، از اختيار خارج شده است ، منافاتى با اختيار و مسئوليت ندارد . المنافى للاختيار لا ينافي الاختيار 65 - آنچه كه به عنوان سنت صالحه در گذشته اثبات شده و خلاف صلاحيت آن اثبات نشده است بايد به حال خود گذاشت . القديم يترك على قدمه يا مالك و لا تنقض سنّة صالحة عمل بها صدور هذه الامّة .