35 - هر حكم شرعى كه عمل به آن موجب ضرر جانى يا مالى يا ناموسى باشد و خلاف مذهب ديگر باشد ، به حكم لزوم تقيه ، آن حكم ساقط ، و عمل مطابق آن واجب مىگردد ، مگر در بارهء ممنوعيت قتل نفس ( انسان نمىتواند به مقتضاى تقيه كسى را بكشد . ) * ( مَنْ كَفَرَ بِالله مِنْ بَعْدِ إِيمانِه إِلَّا ) * ( 1 ) * ( لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ ) * ( 2 ) 36 - اصل عدم تحمل حكم و تكليف ديگران است مگر در مواردى مانند قرائت در نماز جماعت كه امام از طرف مأمومين متحمل است . الأصل عدم تحمّل الانسان عن غيره الَّا موارد ورد الدّليل عليه 37 - اگر علت يك حكم مركب از اجزايى باشد همهء آن اجزاء در آن علت دخالت دارند ، لذا با منتفى شدن هر يك از آنها ، علت منتفى مىگردد و در نتيجه حكم مفروض منتفى مىگردد . كلّ ما كانت العلَّة مركَّبة توقّف الحكم على اجتماع جميع أجزائه . 38 - قاعده عدل اين قاعده از عمومىترين قواعد فقه در همه ابواب آن مىباشد . 39 - شمول حكم به موردى كه قبلا در اصل نبوده ، مانند اين كه چيزى را به فقراء وقف كند و سپس خود مبتلاء به فقر گردد ، در اين صورت خود نيز يكى از موقوف عليهم مىباشد . 40 - كسانى كه به انسان نزديكترند ، در استحقاق خيرات و تحمل ضررهاى انسان مقدم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣١
هامش
( 1 ) . النحل آيهء 106 .
( 2 ) . آل عمران آيهء 28 .