تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

11 - در سكولاريسم ، به جهت ارتباط حقايق بعد دوم در علل عالى با يكديگر

( مانند جنبه وسيله بودن همهء آنها براى حركت در مسير « حيات معقول » با در نظر گرفتن مشكلات فوق ، شخصيت آدمى در همهء امتداد زندگى ، بطور ناقص به وجود خود ادامه مىدهد و هيچ تلقينى نمىتواند از اين نقص جلوگيرى نمايد ، زيرا شخصيت آدمى كه مىداند هيچ جزئى از جهان طبيعت و هيچ جريانى در عرصهء هستى بدون قانون نيست ، چگونه مىتواند در دنيايى بدون قانون مربوط به خود شخصيت كه عبارت است از احترام ذاتى به قانون و جوشش و تحرك دائمى درون آدمى براى ترقى و تكامل و احساس تكليف برين و وحدت خود شخصيت بطور كامل به وجود خود ادامه بدهد

12 - برادرى و برابرى انسانها

در آن هنگام كه نظام سكولاريسم با نفى اخلاق و مذهب از زندگى انسانها ، آنان را از يكديگر بيگانه كرد و حتى به « بيگانگى از خويشتن » منتهى گشت ، و از اين مرحله هم تجاوز نموده به سيه چال « انسان گرگ انسان است » سقوط كرد ، مىتوان آنان را برادر و برابر با يكديگر معرفى نمود آيا تدوين كنندگان حقوق بشر غرب اين سؤال را تاكنون پاسخ داده اند

13 . هيچ مىدانيد كه

با نفى ارزشها و اصول عالى انسانى ، خط بطلان بر همهء سطور و كلماتى كه در بارهء عظمت و كرامت و شرف انسانى در ميليونها مجلد كتاب شرقى و غربى نوشته شده است كشيده مىشود و از اين راه جراحتى براى انسان وارد مىگردد كه با هيچ دوايى معالجه آن امكانپذير نمىباشد