تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
امتيازات مادى ، خودخواهى مبدل به خداخواهى مىگردد . زيرا هيچ حقيقتى جز خداخواهى و خدايابى نمىتواند خودخواهى را تعديل نموده و آن را به صيانت تكاملى ذات مبدل نمايد . در پايان اين مبحث توجه به اين نكته لازم است كه در تاريخ بشرى ، هيچ شخصيت قدرتمندى نتوانسته است خدمتگذار حقيقى براى انسانها باشد مگر اين كه به درجهء عالى آزادى اختيار ( خيرجويى و بهره بردارى از آزادى در مسير خير و كمال ) نائل گردد .

4 . ايثار و فداكارىها در راه خدمت به انسانها

از مختصات ضرورى سكولاريسم ، نفى شايستگى هرگونه گذشت و فداكارىها در راه اصلاح و نيكوكارىها براى مردم جامعه است ، مخصوصا آن فداكارىها كه باعث زجر و شكنجه و حتى چشم پوشيدن از زندگى بوده باشد . در صورتى كه هيچ ارزش و عظمتى ، توانايى مقابله با اين صفت والاى انسانى را ندارد . چه با عظمت است روحى كه براى ادامه حيات انسانها يا اصلاح آنها ، چشم از تماشاى كيهان بزرگ بپوشد و زير خاك را بر روى خاك ترجيح بدهد .

5 . احساس وحدت عالى انسانها

از آغاز حيات اجتماعى بشرى و آشنايى مردم با يكديگر ، نوعى احساس وحدت عالى ميان انسانها به وجود آمده است . اين احساس در هر كسى كه توانسته باشد از لجنزار خودخواهى بيرون بيايد ، موج مىزند . بدان جهت كه مبناى حركات زندگى دنيوى بر مبناى خودخواهى است و انسان در حركت خودخواهانه ، تنها شخص خود را مىبيند و آن را به رسميت و شايستگى كه براى زندگى خود معتقد است ، در هيچ كس سراغ ندارد . لذا نه تنها وحدت عالى انسانها نمىتواند براى او مطرح باشد ، بلكه از چنين تصورى هم ناتوان مىباشد . اين مدعا بر يك اصل ثابت مبتنى است كه مىگويد : هر اندازه جنبهء ماديت يك