درون ما مىگذرد » مورتى مىگويد : همهء آنچه را كه از گذشته در درونتان جاى دادهايد ( تصور ، تصديق علوم ، معارف ، فلسفهها ، ايدئولوژيها . . . ) حذف كنيد . و خود را بوسيلهء آنها سانسور نكنيد . در اينجا مىگويد : انسان مىآموزد . . . يعنى در يك لحظه نيستها هست مىشوند چه چيز را بياموزد ، از درون خالى چه مىتوان گرفت كدامين هشيارى و هشيارى در بارهء چه از همه صريحتر براى تشكيل تناقض اين كه مىگويد : « هشيارى علمى نسبت به آنچه كه در درون ما مىگذرد » آقاى مورتى مگر شما دستور نداديد كه همهء آنچه در درون ما در جريان است ، اتورتيه مقام درونى است و بايد آنها را حذف كرد مگر اين كه بگوييد : هنگامى كه درون را از عوامل بيرونى و درونى قطع كرديد ، شما ناگهان همهء علوم اولين و آخرين را بدست مىآوريد سهل است كه اصلا شما همهء عالم هستى مىشويد در اينجا مقصد نهايى مورتى را كه همان تخليه مغز است ، با عبارت روشنى كه آورده است ، مطرح نموده و مطالعه كنندهء ارجمند را در متن مقصود مورتى قرار مىدهيم : ص 68 و 69 . آنچه كه در ما وراء وجود دارد ، نمىتواند در قالب واژهها در آيد زيرا ، واژه شيئى نيست . ما قادريم تا اينجا كلام را توصيف كنيم و توضيح دهيم ، اما هيچ واژه ، يا توضيحى قادر نيست در بصيرت را باز كند . آنچه كه در بصيرت و روشنبينى را باز خواهد كرد ، هشيارى و توجه هر روزه و دائمى است .
هشيارى نسبت به اين كه چگونه صحبت مىكنيم ، چه مىگوئيم ، چگونه راه مىرويم و چه فكر مىكنيم . اين مانند تميز كردن يك اتاق و مرتب نگهداشتن آن است . پاك نگهداشتن ذهن به يك معنا بسيار مهم است ، اما از سوى ديگر اهميت چندانى ندارد .
اتاق بايد همواره مرتب و تميز باشد اما نظم و ترتيب ، در يا پنجره را باز نمىكند . آنچه كه در را باز مىكند خواسته يا ارادهء شما هم نيست . نمىتوانيد چيزى را به آن اتاق جذب كنيد . همهء آنچه كه قادريد انجام دهيد تميز و خالى نگهداشتن آن است يعنى منزه و مبرى بودن حتى نه منزه نگهداشتن براى هدف يا ثمرى . در آن حال اگر سعادتش را
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨١