تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
انجام دهيد تميز و خالى نگهداشتن آن است ( خلاء محض ) يعنى منزه و مبرى بودن ، حتى نه منزه نگهداشتن براى هدف يا ثمرى » با اين جملهء اخير بروشنى اثبات مىشود كه مقصود مورتى انكار تمام خويشتن است ، نه براى مبدل شدن و تحول يافتن به خود عالى ، بلكه به « هيچ محض » آن گاه مىگويد : « اگر سعادتش را داشته باشيد پنجره باز مىشود و نسيم فرحبخش داخل مىشود » آقاى مورتى ، از كجا از بيرون يا از درون شما همهء محتويات بيرون و درون را بطور صريح منكر شده‌ايد ، اگر چه گاهى هم براى رهايى از اتهام ، اصالت را به درون داده‌ايد ، ولى نمىگوييد اين درون واقعيتى در بر دارد كه بايد از آن استفاده كرد . اين نويسنده بگفتهء خود هشيار است . و چون بارها صريحا گفته است : درون و برون چيزى ندارند كه به شما تعليم كنند ، لذا براى اين كه مورد اعتراض به تناقض گوئى واقع نشود ، مىگويد : « احتمال دارد كه نسيمى نيز داخل نشود » بنا بر اين هيچ كس نخواهد توانست گريبان مورتى را بگيرد ، زيرا اگر پس از تخليهء محض ، يك عده تخيلات به ذهن انسان روى بياورد ، او خواهد گفت : اينست همان نسيم فرحبخش . و اگر خلاء محض ادامه يابد ، خواهد گفت : مگر من نگفتم « احتمال دارد كه نسيمى نيز داخل نشود » مورتى عمل تخليهء كامل مغز را در عبارات زير به پايان مىرساند : « اين بستگى به حالات ذهنتان دارد . آن حالت ذهنى را تنها مىتوان تماشا كرد ، هرگز سعى نكنيد به آن شكل ببخشيد ، يا در رابطه با آن ، حالت جبهه گيرى يا مخالفت يا توجيه و ملامت و قضاوت داشته باشيد ، يعنى بدون هيچ تبعيضى آن را تماشا كنيد » چه چيز را خلاء محض را و در آن هشيارى بدون تبعيض ، احتمالا در باز خواهد شد و ساحتى را كه در آن ، نه تضاد وجود دارد و نه زمان خواهيد ديد . بسيار بعيد به نظر مىرسد كه منظور مورتى دريافتى شبيه به دريافت انسان معلق در فلسفه ابن سينا باشد ( انسان خود را با كمال تجرد پس از انقطاع از همهء عوامل برونى و درونى مؤثر درك كند ) و همچنين بسيار بعيد به نظر مىرسد كه منظور وى « مىانديشم پس هستم » رنه دكارت باشد ، زيرا او به اعتراف
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 84 | محمد تقي جعفري