تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
كاغذ پاره‌ها و ديگر اشياء را مىبرد . بنا بر اين فرض ، تكليف علم كه مبتنى بر درك و شناخت قوانين كلى است چه مىشود . و اگر متعلق هشيارى و توجه فعاليتها و نيروها و پديده‌هاى درونى است كه از راه حواس يا آزمايشگاه‌ها و تعقل و انديشه بوجود آمده‌اند ، مورتى همهء آن امور درونى را خرافات تلقى كرده و زدودن همهء آنها را همان گونه كه در همين عبارات مورد بحث مىبينيد ، سفارش مىكند مورتى مىگويد : « هشيارى نسبت به اين كه چگونه صحبت مىكنيم ، چه مىگوئيم ، چگونه راه مىرويم و چه فكر مىكنيم » حالا اين سؤال پيش مىآيد كه انگيزهء ما از اين كه به امور مزبور ( صحبت ، گفتگو ، تفكر ) هشيار باشيم چيست مسلم است كه انگيزه براى اين هشيارى جز تشخيص صحيح و غلط امور مزبور نيست ، بديهى است كه تشخيص مزبور ناشى از تطبيق قوانين كلى بر آن امور است كه اگر امور مزبور قابل تطبيق بر آن قوانين كلى بود ، آنها صحيح خواهند بود و در غير اين صورت باطل ، با اين تحقيق بايد مورتى بپذيرد كه مغز ما پيش از ارتباط با محسوسات و واقعيات عينى در دو قلمرو انسان و طبيعت ، اصول و قوانينى را دارد كه ملاك صحت و بطلان آن واقعيات و فعاليتهاى درونى مىباشد ، ولى اين درست همان قضيه است كه مورتى منكر آن است . سه - مىگويد : اين هشيارى و توجه هم مهم است و هم اهميتى ندارد . « زيرا اين كار مانند تميز كردن يك اتاق و مرتب نگهداشتن آن است ، پاك نگهداشتن ذهن به يك معنى بسيار مهم است ، اما از سوى ديگر چندان اهميتى ندارد . اتاق بايد همواره مرتب و تميز باشد ، اما نظم و ترتيب ، در يا پنجره را باز نمىكند » پس هشيارى و توجه هم كارى نمىتواند انجام بدهد ، يعنى نمىتواند براى شما معرفتى را نصيب كند يا باصطلاح اين نويسنده در بصيرت را باز كند . سپس مىگويد : « آنچه كه در را باز مىكند ، خواسته يا اراده شما هم نيست . نمىتوانيد چيزى را به آن اتاق جذب كنيد . همهء آنچه كه قادريد