تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
يا تشويق يا ترس از تنبيه و توبيخ ، انقلاب همه جانبه و كاملى را در جوهر حقيقى وجود خود ايجاد كنيم و به عبارت ديگر تحولى روانى را تحقيق بخشيم ، تا نتيجتا حالتهاى جانور خويى ، نظير عصيان ، رقابت ، اضطراب ، ترس ، حرص ، حسادت ، رشك و بقيهء تظاهرات وجودى ما كه در واقع بنا كنندهء جامعهء فاسدى است كه فعلا در آن بسر مىبريم ، از بين برود « مىدانيد معناى اين سؤال چيست معناى اين سؤال چيزى شبيه به اين است كه آيا بشر مىتواند بذرها را بر زمين بپاشد ، نهالها را بكارد ، و آن بذرها و نهالها بدون آبيارى و فتونهاى خورشيدى و قواى زمينى خود به خود برويند و به ثمر بنشينند مىدانيد معناى اين سؤال چيست معناى اين سؤال درست مانند اينست كه آيا مىتوان افراد بشر را پس از تولد از مادر در يك كويرى رها كنند و فقط نان و آب و لباس او را بدهند و از عوامل مرگ آنان را حراست كنند ، بدون نياز به معلم و حواس و انديشه و تعقل و تجربه و آزمايش ، همهء آنان فارابى مىشوند ، ابن سينا ، حسن بن هيثم ، ملاصدرا ، و از آنان رونتگن در مىآيد و مندليف مىرويد به اضافهء اين كه همه آنان همهء دانشها را فرا مىگيرند . همهء آنان سقراط غرب و گاندى شرق هم مىشوند هشت - مورتى اولين شرط تحول انقلاب روانى را به قرار زير كه صريحترين شعار و ترجيعبند هميشگى او است ، چنين بيان مىدارد : « ابتدا درك اين مسئله است كه متوجه باشيد هيچ نوع فلسفه و الهيات و بحث در بارهء تصورات و مفاهيم ما وراء الطبيعه را تجويز نمىكنيم . به نظر من همهء ايدئولوژىها كاملا احمقانه است » اولا - بايد بدانيم : اين كه مىگويد : « ابتدا درك اين مسئله مهم است . . . » اين هم ابتداى فعاليت مغزى مورتى است و هم هدف اصلى او از نوشتن اين گونه مسائل كه خود اعتراف مىكند نه به تبليغات و آموزشهاى برونى مربوط است و نه به دريافتها و درك درونى . اين جمله واقعا صحيح است ، واقعا مورتى تحقيق را به حد نصاب رسانده و با