تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
حيوانى و انسانى وجود داشته باشد . با تعليم و تربيتهاى صحيح قابل تعديل و بهره بردارى در « حيات معقول » مىباشد ، منكران تعديل مىتوانند با بررسى جامعه و حتى خانوادهء خود نيز عقيدهء خود را تصحيح نمايند كه بشر به اندازهء بسيار قابل اهميت داراى قابليت اصلاح بوده و پذيراى اصول اخلاقى است . مگر اين كه جامعه يا خانواده او زندگى جنگى داشته باشند . اين مطلب را كاش نويسنده بجاى آن همه صرف وقت براى توضيح واضحات كه نه تنها هيچ مشكلى را حل نكرده است ، بلكه بر پيچيدگى و ابهام مسائل پيچيده و مبهم نيز افزوده است . علت شرارت و درنده خويى مردم را در ايجاد بدبختىها ، از علت خودكامگان قدرتپرست جدا مىكرد و بجاى تخليه مغزها از اصول علمى و سازنده ، براى فعاليتهاى واقع جويانهء انسانها ، راه نشان مىداد . بهر حال نويسنده نمىخواهد يا نمىتواند با شجاعت و جرئت وجدان علمى وضع منطقهء درون انسانها را از جاه طلبىهاى قدرت پرستان تفكيك كند ، و كار فكرى او به تناقض مىكشد ، زيرا جملات او طورى بيان شده است كه هر يك را علت كامل بدبختىها و خصومتها معرفى مىكند او بجاى طرح صحيح مسئله و چاره جويى آن فقط كارى كه مىكند ، مىگويد : عصيان كنيد بسيار خوب ، عصيان به وسيله كدامين اصول و ايده آل با اين كه بنا بر توصيه‌هاى نويسنده ، اصول ايده آل همگان تقليدى و كليشه اى هستند اينك ببينيد بدون تحليل و تفسير علمى صحيح هر دو عامل كينه توزيها و خصومتها را در سخنانش چگونه بيان مىكند : « در ص 33 از همين كتاب ، چنين گفته است : « آيا ماوراى اين زندگى چيزى وجود دارد انسان بدون يافتن اين چيز بىنام يا هزاران نام هميشه در جستجوى آن بوده است ، ايمان را رواج داد ، ايمان به يك ناجى ، يا يك ايده آل ، اما ايمان همواره و بىهيچ ترديد منجر به خشونت شد . » اين است به عقيدهء مورتى علت تضادها و خصومتها و كينه توزيها ، كه هم در اين كتاب و هم در كتاب نارضايتى خلاق مطرح ساخته است . حالا توجه كنيد كه چگونه