بن ابى طالب كجا عقول و دلهاى شما ناتوانتر از آن است كه حقيقت على را بشناسد .
اگر شما على را مىديديد و مىشناختيد ، آيا او را با ديگر افراد بشر معمولى يكى مىگرفتيد آيا اگر او را مىشناختيد ، از فرمانش سرپيچى مىكرديد بالاتر از اينها شما اگر على را مىديديد ، اين همه روزگار او را تيره و تار و دلش را خونابه مىكرديد
كار پاكان را قياس از خود مگير
گر چه باشد در نوشتن شير و شير
جمله عالم زين سبب گمراه شد
كم كسى ز ابدال حق آگاه شد
اشقياء را ديدهء بينا نبود
نيك و بد در ديده شان يكسان نمود
همسرى با انبياء برداشتند
اوليا را همچو خود پنداشتند
گفته اينك ما بشر ايشان بشر
ما و ايشان بستهء خوابيم و خور
اين ندانستند ايشان از عما
هست فرقى در ميان بىمنتها
هر دو گون زنبور خوردند از محل
ليك شد زان نيش و زين ديگر عسل
هر دو گون آهو گيا خوردند و آب
زين يكى سرگين شد و زان مشك ناب
هر دو نى خوردند از يك آب خور
اين يكى خالى و آن پر از شكر
صد هزاران اين چنين اشباه بين
فرقشان هفتاد ساله راه بين
اين خورد گردد پليدى زو جدا
و آن خورد گردد همه نور خدا
اين خورد زايد همه بخل و حسد
وان خورد زايد همه نور احد
اين زمين پاك و آن شوره است و بد
اين فرشتهء پاك و آن ديو است و دد
هر دو صورت گر بهم ماند رواست
آب تلخ و آب شيرين را صفاست
جز كه صاحب ذوق كه شناسد بياب
او شناسد آب خوش از شوره آب
اين تشابههاى صورى چه گرفتارىها و بدبختىها و نيرنگبازيها كه در تاريخ بوجود نياورده است .
30 - وداعى لكم وداع امرىء مرصد للتّلاقى ( وداع من با شما . وداع مرديست كه