تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
نيز مىگويند . اين منصب دامنهء نبوت ( پيامبرى انبياى عظام ) است كه بشريت را از سرگردانى در بروز حوادث جديد و مستمر تاريخ نجات مىدهد .

پنج - عدالت مطلقهء خداوندى

كه هيچ تمايلى راه به آن ندارد . درست است كه در شمارهء يك از اعتقادات همهء صفات خداوندى بعنوان مهمترين موضوعات اعتقادى مطرح گشته است ، با اين حال به جهت اهميت فوق العادهء اين صفت كمالى ( عدالت ) در همهء معارف بشرى در بارهء نظم جهان هستى و انسان و سرنوشت او مطرح مىگردد مجبور مىشويم كه اين صفت را بطور اختصاصى نيز بياوريم . دليل بسيار بديهى اين اصل اعتقادى عبارتست از اين كه ظلم از كسى صادر مىشود كه نيازمند است و مىخواهد براى بر طرف ساختن نيازهاى خود اقدام كند اگر چه به حق و قانون تثبيت شده براى ديگران تعدى و تجاوز نمايد در صورتى كه خداوند متعال هيچ نيازى ندارد همچنين ظلم ممكن است براى بدست آوردن منفعت يا دفع ضرر بطور عام از خود بوده باشد ، و بديهى است كه هيچ يك در بارهء خداوند قابل تصور نيست و ممكن است اقدام به ظلم ناشى از جهل باشد كه اين امر هم در بارهء خدا محال است . و كسانى كه با نظر به ناگواريها و تلخيها و اضطرابات و زجر و شكنجه هايى كه زندگى انسانها را فراگرفته است در عدالت خداوندى ترديد مىنمايند ، قطعاً متوجه نيستند كه آنان خواسته‌ها و تمايلات خود را كه در زندگانى مىخواهند به آنها برسند و قوانين هستى مانع از رسيدن به آنها مىگردد ملاك عدالت خداوندى تلقى ميكنند و هنگامى كه به آنها نمىرسند و بيماريها و اضطرابات و ناگواريها بطور عام بسراغشان مىآيند حكم به عدم عدالت خداوندى مىنمايند ، اينان متوجه نمىشوند كه با چنين حكم نابجا جهل خود را مىستايند و بر مبناى جهل خود هستى شناسى به راه مىاندازند اينان بايد بدانند كه براى شناخت نظم و قانون كلى هستى نخستين قدمى كه بايد بردارند ، حذف خواسته‌ها و لذايذ و تمايلات طبيعى است كه نظم قانون هستى بالاتر از آنها در جريان است .