تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

دوران ما چنين مىگويد : « زمانى در اسكندريه يك رشته إلهيات بوسيلهء حكماى آن زمان بوجود آمد ( 1 ) پس از مدتى علمگرائى افراطى رواج پيدا كرد ، بدين ترتيب بار ديگر دنيا وضوح و روشنائى خود را از دست داد ، زيرا پروفسورها خواستند بر پيامبران پيشى بگيرند . » 5 - انسان در هر شرايط ذهنى كه باشد ، مخصوصاً در حالات اضطرارى ، سخت به خدا متوجه است و اين يك حقيقت روحى است كه هر كسى در عمر خود كم و بيش آن را مشاهده نموده است . 6 - انسان از سه راه مىتواند رهسپار كوى خداوندى شود : راه يكم - فطرت پاكى كه خداوند در نهاد او قرار داده است . راه دوم - دريافت نظم و قانونمندى انسان و جهان كه همهء علوم آن را تأييد مىكنند . راه سوم - زيباييها و شكوه خيره كننده اى كه هر عاقلى مىتواند آن را دريابد .

انسان آن چنان كه بايد در ارتباط با خدا

- انسان در اين ارتباط محكوم به احكام ثابتى است كه هرگز دگرگون نمىگردد . از آن جمله :

يك - لزوم تحصيل اعتقاد به وجود خداوند و وحدانيت او

و همچنين اعتقاد به همهء صفات كماليهء آن ذات اقدس . اين اعتقاد كه اصل همهء اعتقادات إلهى است ، مستلزم اهميت دادن به اين مسئله است كه همهء سرنوشت انسان از آن لحظه اى كه قدم به هستى گذاشته تا ابد در دست خدا است و او نمىتواند حتى يك حركت ناچيز در برابر مشيت و حكمت تغيير ناپذير خداوندى انجام بدهد . انسان با درك حساسيت اين حقيقت است كه از كمترين انحراف تا بزرگترين جنايات اجتناب مىنمايد زيرا ميداند كه او شاهد اوست حاكم اوست عادل در حكومتى كه در بارهء همهء حركات و سكنات بشرى صورت
هامش
( 1 ) اين الهيات بوسيلهء فيلون اسكندرى ( تولد 20 يا 30 ق . م ) وفات 54 بعد از ميلاد مطرح شده است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 278 | محمد تقي جعفري