تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
البته در صورت آگاهى به آنها ، در تنظيم « حيات معقول » خود موفقتر مىگردد . اصول عمدهء اين ثابتها بقرار زير است :

1 - اصل صيانت ذات ريشه دارترين ثابتها ، صيانت ذات است

كه با سه اصطلاح معروف ( حبّ ذات ، حبّ بقاء و حبّ حيات ) مورد بررسى قرار مىگيرد . ( 1 ) اين حقيقت يا اصل ثابت بر سه قسم عمده تقسيم مىگردد : - قسم يكم - صيانت ذات در حيات طبيعى و ادامهء آن كه همهء جانداران در آن مشتركند و اگر اين حقيقت ثابت از فعاليت و تأثير بيفتد ، حيات طبيعى در خطر قرار مىگيرد . قسم دوم - صيانت ذات در حيات مطلوب در زندگى جمعى است كه فقط در انسان بجريان مىافتد . مقصود از اين قسم صيانت ذات عبارتست از اين كه انسان در ارتباط با محيط و اجتماع و فرهنگ [ به معناى عام آن ] و تاريخى كه در پشت سر گذاشته است ، وصول بيك عدّه حقائق و اصول را مانند الگو و معيار براى زندگى خود تلقى مىكند و ذات [ شخصيت ، جان ، من ، يا حياتى ] را كه مىخواهد آن را داشته باشد ، حقيقتى است كه بايد با آن حركت كند و وصول به درجات عالى آن را كه حيات مطلوب او است ، با كمال جديت تعقيب مىنمايد . البتّه مطلوبيت چنين حيات يا ذات ممكن است ، بلكه اغلب چنين است كه عوامل محيطى و فرهنگى و اجتماعى براى انسان مقرر مىدارند و او را وادار به تطبيق زندگى با آنها مىنمايند . قسم سوم - صيانت تكاملى ذات است . انسان با اين صيانت ذات است كه از آلودگىهاى متنوع در حيات طبيعى رها مىشود ، و به هدف اعلاى « حيات معقول » كه

هامش
( 1 ) اين اصل نه تنها در نوع انسان از اصالت و پايدارى برخوردار است ، بلكه همهء جانداران از اين اصل ثابت برخوردارند و ثبات اين اصل بقدرى پايدار و قوى است كه ما آن را اصل الاصول مىناميم و اين كه گاهى اشخاصى پيدا مىشوند كه اين اصل در آنان تأثير ننموده و دست به خودكشى مىزنند ، معلول بيمارى روانى است ، همان گونه كه بعضى از اشخاص با ارتكاب جرم و جنايت ، كرامت و شرف ذاتى خود را پايمال مىنمايند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256 | محمد تقي جعفري