اسلام بر كنده است . و بدين ترتيب موضوع بردگى منتفى گشته و به پيروى آن ، احكام بردگى از فعليت مىافتد . بسيار مناسب است در اين مبحث مقدارى از طرق ريشه كن كردن برده را بوسيلهء احكام اسلامى متذكر شويم : 1 - نفى اين پديدهء مستمر در جوامع باستانى كه جنگها ريشهء ضرورى براى برده گيرى است . هنگامى كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مكه را فتح فرمود ، حكم آزادى همهء مردم مكه را صادر نمود و بدين وسيله اسلام اين پديده را كه مردم پيروز ، مردم شكست خورده را بايد برده نمايند ، منتفى ساخت و اثبات كرد كه اين يك جريان تاريخى بوده است كه بشر بر خودش تحميل نموده است . حقيقت امر همان است كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده است : أيّها النّاس إنّ آدم لم يلد عبداً و لا أمة و إنّ النّاس كلَّهم أحرار و لكنّ اللَّه خوّل بعضكم على بعض فمن كان له بلاء فصبر فى الخير فلا يمنّ به على اللَّه ( 1 ) ( اى مردم ، حضرت آدم عليه السلام ، نه برده اى توليد كرده است و نه كنيزى . بلكه خداوند متعال تدبير و ادارهء بعضى از شما را به بعض ديگر سپرده است پس هر كس در اين جريان در آزمايشى قرار گرفت و با هدفگيرى خير صبر و شكيبائى نمود ، منتى به جهت آن به خدا نگذارد . ) اين روايت شريفه اشارهء بسيار لطيفى به اصل بوجود آمدن پديدهء بردگى دارد . و آن تفاوت انسانها در قدرت و ضعف استعدادهاى مغزى و روانى و عضلى است كه ايجاب كرده است ، ادارهء امور بعضى از مردم در اختيار بعضى ديگر قرار بگيرد . آن گاه بشر افراطگر اين جريان را مبدل به برده گى نموده است 2 - مكتب اسلام در بيان فضايل و ارزشها و يا رزائل اخلاقى و صفات پست انسانها ، كمترين تفاوتى ميان آزاد و برده بميان نياورده و از نظر حق كرامت و حيات شايسته و آزادى شخصيتى همهء آنان را مساوى قلمداد كرد بعنوان نمونه : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : « خلق اللَّه الجنّة لمن أطاعه و إن كان عبدا حبشاَّ و خلق اللَّه النّار
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٣
هامش
( 1 ) الوافى ج 14 - ص 20 نقل از كافى - محمد بن يعقوب كلينى .