لمن عصاه و إن كان سيّدا قرشيّا . »
( خداوند متعال بهشت را براى كسى آفريده است كه او را اطاعت كند اگر چه يك بندهء حبشى باشد ، و خداوند آتش را براى كسى آفريده است كه او را معصيت نمايد اگر چه سيّد قرشى باشد ) و اين تساوى در اصول انسانى ميان همهء افراد مردم ، ايجاب مىكرد كه مالكان بردهها به اضافهء اين كه با آنان با بهترين روابط رفتار كنند ، با توجه به آن تساوى در صدد آزاد كردن آنان برآيند البته اين يك انگيزه اخلاقى بسيار و الا بود .
3 - بردگان به جهت دريافتن حقوق بنيادين انسانى خود ، توانستند در جوامع اسلامى با ابراز لياقتهاى متنوع ، مناصب بسيار عالى را حيازت كنند و خود همين پيشرفت در به فعليت رسيدن استعدادها ، خود آنان به توانائىهاى مختلف براى آزاد ساختن خود دست يافتند .
4 - اگر كنيزى از يك مرد آزاد داراى فرزند مىشد ، به عنوان « ام ولد » آزاد مىگشت .
5 - مكاتبه يكى از بهترين وسائل آزادى بردگان گشته بود . بدين ترتيب كه بردهها با مالكان خود قراردادى منعقد مىكردند كه بروند كار كنند و قيمت خود را به مالك بپردازند و آزاد شوند .
6 - روايات بسيار فراوانى در اجر و پاداش بسيار بزرگ براى آزاد كردن بردگان وارد شده است كه دلالت صريح به استحباب مؤكد آزاد كردن بردگان نيز دارند .
7 - اسلام كيفر بسيارى از گناهان را آزاد ساختن بردهها قرار داد .
8 - پيامبر اسلام در برخى از جهادها كه مسلمانان اسيرانى را مىگرفتند ، دستور مىداد : آن اسيران ، از معلومات و صنايعى كه مىدانستند به مسلمانان تعليم بدهند و در مقابل آزاد شوند .
9 - يكى ديگر از اقدامهاى بسيار منطقى اسلام براى ريشه كن كردن بردگى ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٤