و اين راههاى چهارگانه موجب اطمينان و اعتقاد به صدور اين گفتار از گويندهاش مىشود ، و چرخ زندگى ، كارها ، محاكمات ، معاملات در ميان عرف و عقلا بر آن مىچرخد ! و اين مسألهاى نيست كه مخصوص به جامعه و محيط مسلمانان باشد ، و طبيعى است كه گفتههاى شخص يا اشخاصى در كتاب و امثال آن ، جمع آورى مىشود تا نام يا علوم آنان براى ابد ! جاويد بماند ، مانند كتابهاى حكما و فلاسفه و كتب مقدس و امثال آن . . . و در اينجا دو نسبت به وجود مىآيد :
اول : مؤلف كتاب ، اين اقوال و گفتهها را به وسيلهء يكى از راههاى چهارگانهء مذكور ، به صاحبان آنها نسبت مىدهد و اگر با يكى از اين راهها ثابت شد ، كتاب از اين جهت كاملًا معتبر و قابل اطمينان خواهد بود .
دوم : نسبت دادن او به اين مؤلف : و اين هم به وسيلهء يكى از وجوه پنجگانهء معمول در ميان مورخان و عقلاى هر طبقه و ملتى ، ثابت مىشود و بدون شك مسلمانان هم در اين مسائل عمومى و غير آن ، راه عقلا را پيش مىگيرند ، بلكه بيشتر از همه ، به اين روشها و راهها عمل مىكنند .
من از همهء هواداران اديان و مذاهب و ملتهاى متمدن و مورخان مىپرسم كه اگر آنان راه و روش ديگرى براى شناخت و شناسايى اقوال و افكار دانشمندان و فلاسفه و احوال آنان دارند - غير از راههايى كه بين ما مسلمانان معمول است و من آنها را ذكر كردم يا در آينده ذكر مىكنم - من ضمانت مىدهم كه مانند آن يا بهتر و كاملتر از آن را براى نقل اقوال دانشمندان خود و گفتههاى اولياى دين خود ، بياورم و اگر باز هم به گفتههاى ما اعتماد نكنند ، بايستى حتماً كتابهاى دانشمندان و تاريخهاى گذشته را به طريق اولى باور نداشته باشند ، مگر آن كه تعصب بىجايى بورزند !
نكتهها
گفتهها و اقوالى كه ما در شريعت اسلامى بدان اعتماد و اطمينان داريم و در اين كتاب هم آنها را نقل مىكنيم ، بر چهار نوع است :