1 : راه اعتماد به اقوال و منابع كتاب
بعضى از دوستان به من گفتند : شخصى حديثى را كه دربارهء بعضى از مسائل كشف شده در اين عصر بود ، شنيده و با تعجب گفته است : من اگر قطعى بودن صدور اين گفتار از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله يا يكى از اوصياى وى را مىدانستم و باور مىكردم ، وى را تصديق كرده و به دين وى ايمان مىآوردم .
مىگويم : شكى نيست كه بهترين و قطعىترين راه اطلاع از صحت قول كسى آن است كه از زبان خود وى بشنويم و اين مخصوص كسى است كه بتواند خود گوينده را ببيند و از وى بشنود ، نه كسى كه در زمان وى نباشد يا از نظر مكان ، دور باشد .
راه دوم : آن است كه خط گويندهء معلوم را ببيند و نسبت آن خط به وى ، به وسيله قراين قطعى يا تواتر ثابت بشود .
راه سوم : اين كه سخن وى به طور تواتر به ما برسد ، و تواتر آن است كه گروهى آن را خبر دهند كه عادتاً توطئهچينى و هم پيمانى آنها براى دروغگويى ، مقدور نباشد .
راه چهارم : آن كه گفتار وى را كسى بر شما نقل كند كه شما به راستگويى وى در نقل قول ، ايمان داريد ، و در اين مسئله فرقى بين كمى يا زيادى واسطهء نقل نيست ، فقط بايد يكايك آن در صدق و امانت ، مورد اعتماد باشند .