همهء نويسندگان هر ملتى ، بدين ترتيب صحت نسبت كتابى به مؤلفى را ، قبول دارند .
وجه سوم : سلسلهء روايت : و آن چنين است كه نسبت كتابى به مؤلفش از يك فرد موثقى به دست آيد كه او هم از فرد موثق ديگرى شنيده باشد ، تا اين كه اين سلسلهء روايت به آخر برسد و آخرين فرد هم از خود صاحب كتاب شنيده باشد . البته فرقى ندارد كه اين روايت در خطاب و گفتار باشد ، يا در اثرى مكتوب .
وجه چهارم : چاپ كتاب در زمان حيات مؤلف و يا طبع آن در يك چاپخانهء رسمى به وقوع پيوندد كه انسان به صحت نسبت آن به مؤلفش اطمينان يابد ، چون عادتاً دروغ بودن نسبت كتابى به مؤلفى ، در اين صورت بعيد خواهد بود .
وجه پنجم : قرائن معتبرهاى در نزد عقلا برپا شود كه صحت نسبت كتاب به مؤلفش را تأييد كند ، مانند آن كه عبارتهاى كتاب مورد بحث در كتب معتبرهاى براى تأييد و مدح يا رد و جرح ، نقل شده باشد و يا مثل اين كه كتاب به خط خود مؤلف باشد ، يا خط مؤلف در آن باشد يا نسخهء كتاب ، نسخهء قديمى باشد كه آثار اعتبار در آن معلوم باشد ، يا شهرت انتساب آن قوى باشد و . . . .
* * * همهء راههايى كه در ميان ساير مردم براى شناخت آثار گذشتگان و پيشينيان متداول و معمول است ، به طور كلى در ميان مسلمانان نيز موجود است و بلكه در بين آنان كاملتر است . حتى ما ادعا مىكنيم كه مسلمانان در حفظ و نگهدارى اين طرق و راهها ، امتيازاتى نسبت به ديگران دارند . براى اين كه دانش و علم ، تجزيه و تحليل ، تحقيق و بررسى ، و نگهدارى آثار و اخبار ، از نخستين روزهاى صدر اسلام تا امروز ، در بين مسلمانان معهود و معمول بوده است ، ولى آثار ملتهاى ديگر ، بنا به شهادت تاريخ دچار تغيير و تحول و تحريفهايى شدهاند ، تا آنجا كه مشهور شده يهود و امثال آنان حق ادعاى « تواتر » را ندارند ، چون در تاريخ آنان روزگارهايى بوده كه به علت قتل و غارت و نابودى دسته جمعى ، جايى براى ادعاى تواتر نمانده است و جهل و خرافات
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: خسرو شاهى
ص٦٥