تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
را با پرده‌هاى تأويلات افسانه‌وار خود پوشاندند و در نتيجه مسئله بر ديگران نيز مبهم شد و مردم خيال كردند كه ظواهر شريعت ، ترجمهء آراى فلسفى است - ( و اين ظن و گمان ، گمان و ظن گناه آلودى بود ) - و چه زياد بود مسائلى كه راهبر دين ما صلى الله عليه و آله مىدانست و مىگفت و كسى قبل از وى ، بويى از آن نبرده و فهم و درك احدى بدان نرسيده بود . 4 . هدف نهايى و آخرين ما آن است كه اين كتاب خود را مفسر جديدى بر روايات دينى قرار دهيم و هموار كنندهء راه جديد اصلاحى بدانيم كه مشكلات كتاب و سنت را حل مىكند و شامل تفسير آيات مشكله و توضيح روايات معضله مىباشد . در صورتى كه اكثريت ، چون ظواهر آنها را مطابق علوم خود نديده‌اند آنها را از متشابهات شمرده و در تفاسير خود خواسته‌اند با تكلفات زياد آنها را به تأويلات و معانى كوچكى حمل كنند . و در واقع ظواهر حديث و قرآن را وسيله‌اى براى اختلاف رأى ، و بابى براى اثبات گفته‌هاى خود و در واقع كليدى براى تفرقه ملت و عقبه‌اى كه مانع سير افكار در ميدان پيشرفت و ترقى است ، قرار داده‌اند . و همهء اينها براى آن بود كه آنها اصولًا بويى از علوم و اكتشافات جديد عصر ما نبرده و نتوانسته‌اند آنها را به روايات و آيات اسلامى عرضه كنند . ولى كتاب من - بحمداللَّه - شرح دهندهء بسيارى از اين مشكلات و متشابهات بوده و پرده‌ها را از روى اسرار آنها بالا زده و مانند تلسكوپ دقيقى حقيقت دين را نشان داده و به زودى در صفحات اين كتاب ، آنها را خواهيد ديد ! من فكر مىكنم منشأ اختلاف‌هايى كه در صدر اسلام به وجود آمده و باعث ايجاد انشعاب در دين قويم و عامل پيدايش اين همه مذاهب و فرقه‌هاى گوناگون گرديده ، امورى بود كه قوىترين آنها انتشار آرا و افكار فلاسفهء گذشته در ميان مسلمانان و اعتماد و وثوق آنان ، به فلسفهء آنها بوده است ، بدون آن كه اين گروه از مسلمانان از خود نظرى داشته و در اقوال و افكار فلاسفه ، فكرى كرده و اعمال نظرى بنمايند .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 59 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني