عقل مستقيم به آن ايمان مىآورد و اعتراف مىكند كه او همان ولىّ ربانى و مربى روحانى وابسته به عالم غيب است . براى اين كه كسى شك نمىكند كه اصول علمى جديد و اكتشافات نوظهور ، امورى است كه هيچ دليل عقلى پيش از احساس آنها به وسيلهء آلات و ادوات فنى جديد ، به آنها رهبرى نمىكند . البته شكى نيست كه اختراع اين وسايل و آلات ، همه نوظهور است و زمان پيدايش آنها بعد از هزار سال هجرى است و ما تاريخ اختراع و اسامى مخترعين آن ادوات و آلات را مىدانيم و مىشناسيم و باز مىدانيم كه هيچ گونه اثر و خبرى از آنها در صدر اسلام نبود ، بلكه در نزد عرب پيش از اسلام فقط يك سلسله تجربهها و خرافاتى از آسمانها و فلكيات و نجوم و طب مطرح بود تا آن كه در سدهء اول ، كتابهاى فارس و هند و علوم يونان به عربى ترجمه گشت .
پس آنچه كه من در اين كتاب شرح دادهام ؛ بهترين برهان و دليل بر صحت اسلام و پيوستگى علوم آن به وحى و الهام است ، و هيچ فرد با انصاف و آزادى مانند آن را در مذاهب و شرايع ديگر هرگز پيدا نمىكند و به طور كلى مىتوان گفت كه كشف امور مخفى و ديده نشده به وسيلهء دين ، بدون وسايل ظاهرى ، خود دليل راستى و درستى آن در ميان هر مذهب و ملتى است .
3 . تقديس ساحت پيامبر « امّى » - درس نخوانده - و دفع آن چيزى است كه بعضى از اهل شك و زندقه آن را خيال كرده و پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله را بيان كنندهء آراى فلاسفهء بشرى و ترجمان افكار آنان و توضيح دهندهء مطالب كتابهاى گذشتگان پنداشتهاند !
بسيار روشن است كه فرق ميان پيامبران بزرگ و فلاسفه و وجه تمايز آنان ، از مهمترين و مشكلترين مسائل و مباحث اديان است و من فكر نمىكنم كه براى حل اين مشكل چيزى بهتر و صحيحتر و روشنتر از علم غيب و بيان اسرار مخفى زندگى و ناپيداهاى طبيعت ، به وسيله دين ، وجود داشته باشد .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: خسرو شاهى
ص٥٧