تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
ماهنامه مزبور ميدان نبردى بود كه با كوته‌نظران مبارزه قلمى ! مىنمود و در موضوع حرمت نقل جنايز مقاله‌ها نوشته و چند تنى از بزرگان علماى عراق را با خود هم فكر كرد و به حرمت آن فتاوى صادر و نشر نمود . ناگفته نماند كه نشر چنين مجله‌اى در همچو زمانى ، بىخطر نبود و در عراق مجله‌اى به اين آزادى تا آن زمان نشر نشده بود . روى همين اصل ، مورد حملات واقع شد ! ولى ايشان با شهامت تمام مقاومت مىفرمودند و اعتنا نمىكرد . و در اين هنگام كه به نگارش العلم و نشر آن مىپرداخت از كشورهاى شرق و غرب ، مجلات و روزنامه‌ها به ايشان مىرسيد و ايشان به قرائت آنها مبادرت مىورزيد . در يكى از مجلات خواندند كه در « بحرين » گروهى از مبلغان نصارى آيين مسيحيت را به مسلمانان تبليغ نموده و جماعتى را منحرف كرده‌اند و گاهى مىخواندند كه از ملت « ژاپن » تمايل بدين اسلام احساس مىشود ! ، سيد بزرگوار كه همواره خود را در مقام اصلاح و ترويج حقايق مىديدند ، مايل شدند كه به ژاپن مسافرت نمايند و در بحرين از فعاليت مبلغان نصارى جلوگيرى كنند و اين نيت را بهتر از نشر مجله ديده و دست از نشر آن مجله برداشته و وسيلهء سفر را فراهم آوردند و در ماه رمضان 1330 ه . ق . به مقصد رهسپار شدند و در « بحرين » دو ماه اقامت گزيدند و عمليات مبلغان مزبور را تحت مطالعه درآوردند و ديدند كه نوشته‌هاى جرايد در اين باره از روى اغراق بوده است ! ولى گروهى هم در آن‌جا هستند كه به نام تأسيس مدرسه و درمانگاه ، مشغول تبليغ هستند ! سيد با تدابير حسنهء خود به تأسيس دو مدرسهء اسلامى يكى به نام « اصلاح » و يكى به نام « اسلام » و يك دعوت‌خانه موفق شد و مدرسهء آنها به طور طبيعى پراكنده شد و علامه شهرستانى از آن‌جا عبور كرد و با دلى پر از اشتياق به طرف ژاپن رهسپار گرديد . در « كلكته » شادروان سيد جلال الدين مؤيد الاسلام حسينى كاشانى ، نويسندهء روزنامهء حبل المتين از عزم سيد آگاه شد و با دلايلى كه سيد را قانع مىنمود ، حضرت معظم له را از اقدام به اين مسافرت