اجتهاد نايل گرديد .
هبة الدين در بخش دوم زندگانى
علامه شهرستانى در اواخر سال بيستم ، مشغول بحث از اسرار احكام شرعى و فلسفهء قوانين دينى شد و هيئت قديم را نيز تحصيل نمود و ساير رياضيات و طبيعيات را نيز به درجهء كمال رسانيد ! سپس به مطالعهء كتب غربىها پرداخت و مجلات و روزنامههاى دينى و علمى هند و مصر را مشترك نمود ! ضمناً خود نيز مقالات مفيد و گفتارهاى سودمندى در جرايد و مجلات نشر مىفرمود . سيد در تطبيق فلسفهء جديد با ظواهر شرعى ، يد طولايى پيدا كرد و فكر خود را صرف نمود كه كشفيات جديد را با ظواهر كتاب و سنت ، در ترازوى عقل بسنجد و هر قدر اين فكر را جلوتر مىبرد ، صائبتر مىديد ؛ روى اين اصل به تأليف الهيئة و الإسلام - عربى كتاب : اسلام و هيئت - اقدام نمود و تا چهار مرتبه كتاب مزبور را از چركنويس به پاكنويس درآورد ! تا اين كه در سال 1327 كتاب مزبور به انجام رسيد و زيور عالم مطبوعات گرديد .
و همچنين كتاب الشريعة و الطبيعه را نيز تأليف فرمود و قوانين حكومتهاى اروپا و احكام اجتماعى آنها را به دست آورد و با احكام ديانت اسلام مقايسه نمود و در اين موضوع كتابى ديگر تأليف نمود ، به نام فقه حىّ و دليل القضاة و حكومة الحق و در سال 1324 ه . ق . با آزادىخواهان ايران همآوازه شد و ممالك اسلامى را به خواستن آزادى و مشروطه تحريض و تشجيع مىنمود و در اين موضوع ، مقالاتى نوشته و در جرايد فارسى و عربى نشر مىكرد و پس از آن ، با آزادىخواهان دولت عثمانى در تأسيس بنياد مشروطه و انجمنها و كميسيونهاى سرى و علنى ، مشترك مىشد و در همين سالها كتاب الهيئة و الإسلام تأليف طبع و نشر شد و از سال 1328 ه . ق . مجلهء ماهانه دينى و فلسفى و علمى را به نام العلم نشر نمود ، و در حقيقت