و شرافت خانواده منظور باشد ، خدا را سپاس كه دودمان سيد آن چنان معلوم الشرف است كه از گفتار ما بىنياز است . علاوه بر آن فضل و هنر و كارهاى برجستهء پدران و نياكان ، تأثيرى در پسران و بازماندگان ندارد .
بهتر آن كه از شخصيت خود سيد گفتوگو نموده و بدانيم كه اين مرد گرانمايه كيست ؟ و پايهء دانشش در چه حدى است ؟ براى روشن شدن موضوع ، ما دورهء زندگانى سيد را به سه بخش ، تقسيم مىنماييم : بخش نخست : از روز ولادت تا سال بيستم بخش دوم : از سال بيست و يكم تا چهلم بخش سوم : از سال چهل و يكم تا تاريخ كتابت اين مقدمه .
هبة الدين در بخش اول زندگانى
علامه شهرستانى در اول قرن چهاردهم هجرى ، 23 ماه رجب سال 1301 ، نوزدهم مى ( ايار ) 1883 م . روز سه شنبه ، هنگام ظهر در شهر « سامراء » از مادر متولد شد و در دامن پرورش مادر و زير سايهء تربيت پدر تا سال دهم نشو و نما نمود و از سال دهم به تحصيل مقدمات و دروس ابتدايى اشتغال ورزيد و تا سال نوزدهم ، سطوح و صرف و نحو و منطق و معانى و بيان و بديع و عروض را تكميل و از علوم حساب و هندسه و هيئت و تواريخ و آثار و اخبار و حديث و رجال و درايه ، فارغ التحصيل گرديد و در خلال اين مدت ، از مقالات ملل و نحل و دروس علم كلام و فنون حكمت و فلسفه بحث و فحص مىنمود و چون قريحهء تأليف در وجود ايشان موهبت الهى بوده بنابراين در همان اوان كتابهايى در علوم مزبور به نظم و نثر تأليف مىنمود .
در سال نوزدهم از كربلا به نجف الاشرف - كه مركز علما و روحانيان شيعه و محل تكميل دروس نهايى است - عزيمت فرمود و در مجلس درس اساتيد : علامهء وحيد ، آية اللَّه آخوند خراسانى ، آية اللَّه يزدى و آية اللَّه شريعت اصفهانى حاضر شد و استفادهها نمود و به جهت جودت فكر و حدت فهم ، در اندك زمانى به مقام عالى