فراوانى را به دست آوردند كه همهء آنها در پوست توز نگارش يافته بود و پارهاى دانشهاى كهن در آن پوستها با لغت پارسى باستان نوشته شده بود .
از جمله كتابى بود كه يكى از شهرياران قديم ايران تأليف كرده و داستانى بدين مضمون در آن ذكر نموده است : در زمان طهمورث كه دوستدار دانش و دانشمندان بود ، اخترشناسان آگهى دادند كه به واسطهء بارانهاى پىدرپى سخت و فوق العاده در ناحيه مغرب طوفان « 1 » حادث خواهد شد و اين حادثه ، پس از آن كه از روز اولين سلطنت طهمورث سيصد و سى و يك سال و سيصد روز گذشت ، به وقوع پيوست و اخترشناسان از روزى كه طهمورث به سرير سلطنت نشست ! او را بيم مىدادند كه اين حادثه از مغرب به مشرق سرايت خواهد كرد . طهمورث مهندسان را فرمان داد كه بهترين جايى از بقعهها را پيدا كنند . چون « سارويه » را پيدا كردند ، فرمود : بنيادى استوار در آنجا ساختند ، سپس دستور داد كه دانشهاى فراوان و گوناگون را بر پوست توز بنويسند و در آنجا پنهان كنند ، تا پس از حادثهء توفان ، اين دانشها براى مردم آينده به كار آيد .
و نيز كتابى در آنجا يافته شد كه به يكى از حكماى پيشين منسوب است و آن را به نام ادوار هزارها مىخواندند و در اين كتاب « معدلات كواكب » و « اسباب و علل حركات سيارات » ضبط شده است .
و بسيارى از دانشمندان و پادشاهان هند كه در روى زمين بودند و شهرياران پيشينيان ايران و قدماى كلدانيان كه در زمان باستان چادر نشينان بابل بودند ، معدلات سيارههاى هفتگانه را از همين كتاب استخراج مىنمودند ، الخ . . . .
پس از اين گفتار ، معلوم مىشود كه اخترشناسان زمانهاى قديم نياز به كتاب ادوار هزارها داشتهاند و آن ، تأليف و انشاء يكى از دانشمندان ايرانى بوده است و پيش از اين
هامش
( 1 ) . شايد اين طوفان همان طوفان مشهورى است كه در زمان نوح نبى عليه السلام اتفاق اتفاده است .