ويران نمود و هر ستارهء كوبيده شده ! در دل آسمان ! را كره ساخته و از كرهء شمس افسارى به سوى آن انداخته و به فضاى لايتناهى رهسپارشان نمود و نامش را « نظام شمسى » گذاشت و « نظام بطلميوسى » را نابود ساخت !
سال 1954 م دانشمند آلمانى « كپلر » از افق آلمان طلوع كرد و مدارات سيارات را از « دايره » به « بيضى » وسعت داد ، چنان كه در شكل شمارهء 35 ديده مىشود . و تا امروز همهء دانشمندان اين فن در اساس پيروى كوپرنيك و در سير سيارات پيروى « كپلر » را گزيدند .
به هر حال ، اين دانش خيلى قديمى است و به طور حتم نمىتوان گفت كه اين دانش از يونان به بين النهرين و از آنجا به ايران آمده است ، بلكه از پارهاى كتابها چنين استفاده مىشود كه اصل بنياد اين دانش در ايران گذارده شده است و از آنجا به هند و از هند به يونان و ساير كشورها رفته است . چنان كه ابن النديم « 1 » در فهرست خود ، چاپ اروپا از كتاب اختلاف الزيجات تأليف « 2 » « ابومعشر بلخى » نقل مىكند : عنايت شهرياران ايران در نگهدارى دانش از پيامدهاى ناگوار هوايى و زمينى بدان پايه رسيد كه پوست درخت خدنگ را كه « توز » ناميده مىشود و استوارترين و بادوامترين پوستهاست اختيار نمودند و اهل هند ، چين و اهالى ساير كشورها در اين موضوع از آنها پيروى كردند و چون از همهء درختها محكمتر و بادوامتر بود ، براى كمانهاى خودشان نيز چوب همين درخت را انتخاب كردند ! سپس شهرهاى ايران را بازديد نمودند ، شهرى كه هوايش بهتر و زمينش از زمين لرزه و فرو رفتن دور تر و خاكش از
هامش
( 1 ) . الفهرست ، ص 240 : محمد بن اسحاق نديم صاحب كتاب الفهرست . تاريخى روشن براى ولادت و وفات اوپيدا نشده ولى از قراين معلوم شده است كه او يكى از دانشمندان قرن چهارم هجرى مىباشد .
( 2 ) . در جزو اول كتاب اعلام ، تأليف خير الدين زركلى ، ص 187 - 188 مىنگارد : جعفر بن محمد بن عمر البلخىدانشمند فلكى مشهور ، نخست از اصحاب حديث بوده و در چهل و هفت سالگى به تعليم دانش اخترشناسى پرداخت . . . و در اواسط سال 272 ه . ( 885 م . ) وفات نمود .