زوايا » اختراع آلات شد .
اصول و قواعد اين دانش تا ظهور بطلميوس تقريباً متزلزل بوده گاهى در حضيض و گاهى در اوج سير مىكرد ! تا اين كه آن دانشمند يونانى كتابى به نام « مجسطى » « 1 » تأليف و اصول و قواعدى براى آن تأسيس نمود كه تا دو هزار سال اين دانش به او منسوب شد و محل رجوع اهل اين فن گرديده و به اندازهاى در اعماق و مغزهاى دانشمندان شرق و غرب نفوذ كرد كه سرانجام همهء آن پندارهاى بطلميوسى ، داخل ديانت شده و جزو دين به شمار مىرفت ! .
تا اين كه « كوپرنيك » - سال 530 م - از « پروسيا » ! علم مخالفت بلند كرده و قد علم نمود و اصول و قواعد بطلميوسى را به هم زد و تا آنجا كه مقتضيات آن روز ايجاب مىكرد از طرف ارباب كليسا مورد رنجهاى فراوان و زحمتهاى بىپايان گرديد ، زيرا كه اصول و قواعد هفده قرن را به آسانى نمىشد كه ويران نمود ! و به همين دليل زبانها و قلمها بر ضد او قيام نمودند ! . . . گفتند و نوشتند تا آنجا كه مىتوانستند ! ولى حق كه هميشه درگير و پيچ اهل باطل افتاده سرانجام با نيروى خدادادى ؛ دماغ اهل باطل را به خالك ماليده و ظهور خواهد كرد !
پس از آن زحمات ، بالاخره دانشمندان قرون اخير همه از او پيروى كردند و روش او را پسنديدند و نسبت اين دانش را به او داده و به « هيئت كوپرنيكى » شهرت دادند .
بطلميوس يونانى كه بشر را در زندان زمين « مركز عالم » محبوس كرده بود و حصار محكم « نه فلك » را روى همديگر ! بالاى زمين كشيده بوده ، ناگهان كوپرنيك با انديشه پاك خويش بشر را از زندان مركز افلاك رهانيد و همهء افلاك بطلميوس را
هامش
( 1 ) . مجسطى به كسر ميم و جيم و تخفيف ياء كلمهء يونانى است . اصلش ماجستوس است و به معنى بزرگتر و برتراست . ( نقل از كتاب : علم الفلك ، تأليف سينيور كرلونيلنو ، استاد جامعهء قاهره در مصر )