بگويد كه اسلام را تعريف نما ، مىگويم : اسلام يعنى تمدن » .
و نيز همان نويسنده دانشمند انگليسى در جاى ديگر مىگويد : « آيا ممكن است در عالم كسى بگويد دوره و زمانى مىآيد كه دين « اسلامى » مخالف با تمدن و تقدم باشد و حال آن كه « پيغمبر اسلام » صلى الله عليه و آله قانونگذار عالى مقام و طبيب و قائد بشر است . و هر كس مراجعه به كلمات و بيانات او نمايد اين معنا را تصديق و اذعان خواهد نمود . »
برناردشو ، فيلسوف عصر حاضر ، مىگويد : « ديانت و كتاب محمدى صلى الله عليه و آله يگانه ديانتى است كه به عقيدهء من حايز تمام شرايط ، براى اطوار مختلف زندگانى مىباشد . »
توماس كارليل دربارهء قرآن در كتاب الابطال ( قهرمانان ) مىگويد : « اين كتاب اساس تشريع در هر زمان و مكان و سرچشمهء احكام و قانون متبع در امور زندگانى بوده و راه زندگى و سعادتمندى را براى پيروان خود ، روشن مىكند . »
ادموند بورگ ، خطيب سياسى انگليس ، مىگويد : « قانون محمد صلى الله عليه و آله قانون و دستور جامعى است براى كليهء افراد بشر اعم از پادشاه و ادنى رعيت و آن دستورى است كه به محكمترين انتظام قضايى و بزرگترين قضاى فصل خصومتى تنظيم شده و اعلاترين شرايع است . و هرگز مثل آن قانونى در عالم يافت نمىشود » .
هرگاه بخواهيم افكار و نظريات تمام نويسندگان و متفكران غرب را كه دربارهء مقام و عظمت اسلام دارند ، جمعآورى كنيم كار به طول مىكشد - و مثنوى هفتاد من كاغذ شود - و البته منظور ما از درج نظريات دانشمندان غرب در اين مقاله نه آن است كه مىخواهيم نوشتههاى ايشان را معرّف عظمت و ابّهت اسلام قرار بدهيم ، بلكه در نظر ما ابّهت اسلام والاتر از آن است كه كسى يا چيزى معرف آن واقع بشود . مقام و قدسيّت اصول و مبادى اسلام و متانت و صلابت مقررات و احكام آن ، اين دين پاك را از همه گونه معرّف بىنياز كرده است » . و در سايه همان بلندى مقام و ابّهت ذاتى است كه در جريان يك قرن ، جهانى را زير سلطه و نفوذ خود قرار داد و به گفتهء آن مورخ
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 481
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٨١