رياست اسقف اعظم « رايمند » تأسيس شده تمام كتب مشهور عرب را به زبان لاتينى ترجمه نمودند ، همچون كتب « رازى » و « ابن رشد » و تا قرن پانزدهم قول را كه مقتبس از مصنفين اسلام نبوده ، معتبر نمىشمردند « و مدار علوم ما فقط علوم مسلمانان ، بوده و از نظر خصايص عقلانى و اخلاقى همين قدر در مزيت كافى است كه مسلمانان ، اروپا را تربيت كرده و داخل در تمدن نمودند » .
و نير « گوستاولوبون » مىگويد : « از آدم لايق و مطلع خيلى بعيد است كه تمام زحمات مسلمانان را از نظر داده و حق خدمتى را كه بر ما دارند پايمال كند . و بلاشك آن را نمىتوان به چيزى حمل نمود ، غير از اين كه بگوييم : نسبت به اسلام تعصب و عناد موروثى اروپا هنوز باقى مىباشد » .
همچنان « فس ج . م . رودويل » در ضمن مقدمهاى كه بر ترجمه قرآن نگاشته است مىگويد : « اروپا بايد فراموش نكند كه مديون اين كتاب است كه در قرون وسطى خورشيد علم و دانش را در اروپا طلوع داده است » .
و نيز « ديونپورت » مىگويد : « علوم طبيعى و رياضيات و نجوم و فلسفه كه در اروپا لانه نمودهاند در قرن دهم از اسلام گرفته شده است بلكه اروپا شهر و مملكتى از اسلام است » .
كلمهء « تمدن » كه امروز ورد زبان خاص و عام گرديده و غربيان و هواخواهان ايشان به دستآويز اين لفظ مبتذل ، همه گونه تمسخر و سركوفت به شرقيان روا مىشمارند ، مفهوم حقيقى آن را مسلمانان در جريان يك قرن بر اثر تعليمات اسلامى ، دارا شدند و سنگ بنياد تمدن به دست مسلمانان در جهان گذاشته شد ، اينك به نام « گواهى پاكدلان » چند رشته از آرا و عقايد قسمتى از مورخين و نويسندگان غرب را كه در اطراف اين موضوع اظهار داشتهاند در اينجا مىآوريم تا كسانى كه دين و تمدن را با هم ناسازگار ؛ تشخيص مىدهند و نسبت به مقررات دينى با نظر بىاعتنايى مىنگرند ، بخوانند و از نادانى و كوتهبينى خود شرمسار شوند .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 479
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٧٩