است در فضاى خالى ، بدون اين كه در جسمى تثبيت شده باشند !
* * * * و با صرف نظر از مراتب مزبور ، ممكن است بگوييم : مفاد خبر مزبور اشاره به ستارههاى دنبالهدار بزرگ و محسوس است و چند جهت هم مؤيد اين احتمال است :
يكى عدد 14 است - يعنى 14 قنديل - زيرا عدهء دنباله دارهاى بزرگ در آن دوران يا بر حسب قابليت حس - كه شرع از آن خبر داده - ، بعيد نيست چهارده بوده است .
ديگر : خود كلمهء « قنديل » است ، چه دنبالهدارها از جهت شدت نور و اشتعال و حرارت - چنان كه در مسئلهء ستارههاى دنبالهدار گفته شد - شبيه قنديل هستند و به ويژه از جهت دنبالهها و كاكلههاى دنبالهدارها ، شباهت بيشترى با قنديل موجود است و گاهى طول دنبالهء آنها به 133 ميليون مايل مىرسد .
ديگر اين كه : - بنا بر بعضى از نسخ - طول هر قنديلى يك صد سال راه است ! زيرا قطر دنبالهدارهاى بزرگ كمتر از اين مقدار نيست و هر گاه مطابق نسخ ديگر ، يك صد هزار سال صحيح باشد ، بايد حمل بر وسعت افلاك دنبالهدارها بشود كه آن هم شبيه قنديل و قطر آن هم نزديك به همين ميزان است .
و ديگر اين كه : قناديلى را معلق بين « آسمان هفتم » و « حجب » معرفى كرده است ، چه مراد از اينها ما بَعد نظام شمسى ما و پس از كرهء اورانوس و نپتون است تا حدود ساير نظامات شمسى كه در زبان شرع از آنها تعبير به « ساقه » و « سرادق » و « حجب » شده است ، و مىدانيم كه ميدان جولان دنبالهدارها همين حدود است . و نيز مىدانيم كه دنبالهدارهاى بزرگ ، در سير خود از فلك نپتون به اندازهء چهارده برابر نپتون از خورشيد دور مىشود و سپس برگشته و از خط سير صعودى و نزولى خود ، فلكى به شكل « اهليجى » يا « بيضى » تشكيل مىدهند - مثل فانوس - و مجموع مدت اين سير تقريباً ششصد سال است و حتّى ستارهء دنبالهدار سال 1882 ميلادى ، دورهء سيرش هشتصد سال است . بنابراين وسعت افلاك دنبالهدارها كه دورهء سيرشان دو هزار و
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 451
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٥١