به ساير سيارات ، موقعيت آن در يكى از دو « محترقه » است و مطابق نقل حدايق النجوم مركز حقيقى دايرهء نظام ما ، غير از مركز شمسى است و شمس مركز تقريبى است و در واقع مركز حقيقى ، تقريباً به اندازهء نصف قطر شمس ، خارج از مركز شمس است .
* * * * بعد از بيان وجوه مشابهت بين قنديل و نظام شمسى ديگر ، انطباق خبر نوشته شده در صدر اين مقاله بر مبانى هيئت جديد و مخالفت آن با فلسفهء قديم آشكار است و به طور صريح دلالت دارد بر وجود هزاران عالم و نظام شمسى كه هر يك جداگانه مشتمل است بر : اراضى سياره و اقمار و بلاد و امصار و ديار و جنت و نار و . . . از لوازم معاش و معاد و به ويژه جملهء « والسموات و الأرض و ما فيها » دلالت دارد بر اين كه هر يك از عوالم اين قناديل ، يك نظام شمسى به وسعت آسمان و زمين است . جملهء « معلقة بالعرش » هم كه در خبر مزبور است ، چه به تشديد لام خوانده شود و چه به تخفيف آن ، باز مناسب با نظريهء متأخرين است ، چه هر قنديلى يك نظام شمسى است و هر نظام شمسى ، به طور كلى هم معلق در فضا و هم چون چراغ فروزان است و عرش هم به معناى « محيط مجموعهء كلى عوالم هستى » است !
و اين كه فرمود : جز خدا كسى نمىداند در ساير قناديل چيست ؟ نيز مناسب نظريات جديد است ، زيرا فاصله ميان هر نظامى تا نظام ديگر ، به اندازهاى است كه هيچ وسيله و رابطهء عقلى و مادى نمىتواند اطلاعات داخلى هر يك را به ديگرى نقل كند . حتى در عصر ما كه علوم و ادوات اين همه پيشرفت كرده ، هنوز ما از اوضاع سيارات نظام شمسى خودمان اطلاعاتى پيدا نكردهايم و از اينجا وضع مردم قرون و اعصار گذشته روشن است ! علوم در آن زمانها به منزلهء نوزاد شيرخوارى در دامان تربيت صاحب شرع اسلامى و امناى وى پرورش يافت و از كلماتشان شير خورده و به تدريج رشد و نمو كرد و در عصر ما ، به حد كودكى رسيد تا بعدها به حد كمال
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 453
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٥٣